| گاو | ||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
گاو هولستین | ||||||||||||
| طبقهبندی علمی | ||||||||||||
|
ساختار بدنی
پستانداری علفخوار است و معدهاش مانند دیگر نشخوارکنندگان چهار قسمتی و شامل سیرابی، نگاری، هزارلا و شیردان میباشد.[1]
در آرواره فوقانی گاو دندانهای پیشین و نیش وجود ندارند و فقط دندانهای آسیا وجود دارند و برعکس دندانهای پیشین ونیش درفک تحتانی موجودند. دندانهای نیش گاوها همانند ثنایا شده و بطور کلی بشکل یک ردیف منظم هشت تایی در جلو فک قراردارد.
درهردست وپای گاو یک زوج سم وجود دارد.
نژادها
نژادهای گاو بسیارند. نژادهای معروف گاوهای ایرانی عبارتاند از:
استفادهها
جانوری بسیار مفید است واز شیر وگوشت و پوست و نیروی بدنی آن استفاده میشود.از گاو نر جهت تخم کشی، شخم وبار بری وآب کشی از چاه (چاه چرخ گاوی) وآسیاب وکوبیدن گچ و ساروج وخرمن استفاده میکنند. اما گاو ماده را بیشتر جهت استفاده از شیر نگهداری مینمایند.
گاو در فرهنگهای مختلف
(گاو در فرهنگ مازندرانی) گاو در فرهنگ و زبان مازندرانی ریشه عمیقی دارد، تا بدانگونه که بیش از ۷۰ اسم از مشتقات نامهای گاو در زبان مازندرانی شناخته گردیده و شاید از این تعداد نیز بیشتر باشد، برخی از این نامها همانند ((ورزا)) وارد زبان پارسی شدهاند و زبان پارسی آن را به امانت گرفته است، ورزا به معنی گاو نر می باشد. همچنین نام جونیکا که هم اکنون نام یکی از کارخانجات پر آوازه در زمینه تولید فرآوردههای لبنی و گوشتی در ایران است و در مازندران جای دارد از زبان مازندرانی گرفته شده است. همچنین در مازندران، به جای به کار بردن وضعیتهای گاو از نام آن در زبان مازندرانی بهره می جویند، برای نمونه: گوساله دو روزه، یک هفته، یک ماهه، گوسالهای که شیر می خورد، گوسالهای که شیر مادرش نمیآید، گاو بالغ، گاو آبستن، در مراحل آخر آبستنی، در واپسین روزهای آبستن، گوسالهای که به سختی به دنیا آمد، گوساله بی جان نزدیک به مرگ، گاو پیر و بسیاری از موارد دیگر همگی در زبان مازندرانی نام ویژه خود را دارا هستند. اگرچه اکنون نیز تعداد زرتشتیان مازندران اندک نیست ولی مردم مازندران تا دو قرن پس از ورود اسلام به ایران، به آیین زرتشت بودند و در آیین زرتشت آمده است که گاوی صاحب خویش را نفرین می فرستد و می گوید ای که به زن و فرزندان خویش بسیار بیش از من توجه می داری، باشد که خداوند زن و فرزندانت را از تو بگیرد. پادشاهان مازندران در درازای تاریخ مازندران در شهرهای مختلف مازندران گاوداریهای مختلفی داشتند و بسیاری از مردم (رعیت) را به کار در آنجا مشغول می ساختند و بدینگونه خود را ولی نعمت مردم می ساختند تا مردم در هنگام جنگها به پشتیبانی پادشاه بشتابند و اگر دودمانی جز مردم مازندرانی بر سر کار می آمد (همانند تاتارها، غزنویان و ...) پس از دورهای از سالها باری دیگر دودمان پیشین که از اهالی مازندران بود به فرمانروایی برمی گشت. (همانند دودمان مرعشی)، همچنین اگر دشمنی می خواست تا بر آنها پیروز گردد می بایست در ابتدا برنامه گرفتن گاوداریها را می پروراند و طرح می ریخت.
گاو در فرهنگ هند
در آیین هندوان گاو از احترام ویژهای برخوردار است .و گاو را یکی از خدایان خود میدانند.
نوشته شده توسط حمید رضا برگی زاده در چهارشنبه 18 مهر1386 ساعت 22:48 موضوع | لینک ثابت
دایناسورها بین ۶۵ تا ۲۳۰ میلیون سال پیش بر روی زمین زندگی میکردند.
دایناسورها برخلاف دیگر خزندگان نظیر مارمولکها، پاهای بلند و کشیدهای داشتند که آنها را قادرمی ساخت بدن خود را از سطح زمین بالا نگهدارند. آنها به سهولت بر روی زمین حرکت میکردند و برخی نبز به خوبی میدویدند. دایناسورها گونههای متنوعی از قبیل، گیاه خواران غول پیکر به طول 27 متر (90 پا)و گوشتخواران سریع السیرکه بعضا" کوتاه تر از 5/1 متر (5 پا) بودند را شامل میشدند.
برخی از دایناسورهای گیاه خوار، دارای دندانهایی برای جویدن و خرد کردن غذا به قطعات کوچک جهت بلعیدن و هضم کردن بودند. با این وجود دایناسورهای گیاهخوار غول پیکر نظیر دیپلودوکوس، دندان نداشته در عوض به همراه غذا سنگهایی را نیز میبلعیدند تا در شکم آنها گیاهان را آسیاب کنند.
دیگر مناطقی که گفته میشود روزگاری در آنها دایناسور ها به میزان زیاد زندگی میکردند شامل مصر، مغولستان، آمریکا و آرژانتین میشود. هم اکنون این جزیره به طور روزانه شاهد صدها دانشمندی است که از گوشه و کنار اروپا به آنجا سفر میکنند تا اطلاعات بیشتری را در مورد دایناسور ها دریابند. تا کنون مسئولین موفق شدهاند بقایای فراوانی از دنیای ماقبل تاریخ را در این جزیره کشف کنند و به این وسیله نقاط تاریک فراوانی را از گذشتههای دور روشن نمایند.
بزرگترین دایناسور ها
دیرینشناسان در گذشته تصور میکردهاند بزرگترین دایناسور گوشتخوار، دایناسور موسوم به تی رکس ویا دایناسورهای گوشتخوار دیگری که تا حدودی از تی رکس بزرگتر یا کوچکتر بودهاند، میباشند. اما اکنون بر این باورند که جد اعلای همه این دایناسورهای گوشتخوار، دایناسور عظیم الجثهای بوده که ابعاد بدنش به مراتب بزرگتر از تی رکس و دیگر دایناسورهای گوشتخوار بوده است.
دایناسور تازه کشف شده که آروارهای دراز و پشتی قوز کرده دارد اسپینوسوروس Spinosaurusنامگذاری شدهاست.
بررسی فسیلهای مربوط به این دایناسور نشان میدهد طول بدن این جانور به ۱۷متر بالغ میشده و دستهای آن به مراتب قدرتمندتر و بلندتر از دستهای اخلافش نظیر تی رکس T-rex بوده است.
تا ده سال پیش دیرین شناسان بر این باور بودند که تی رکس بزرگترین دایناسور گوشتخوار بودهاست.از میان ۳۰نمونه فسیل این دایناسور که تاکنون کشف شده بزرگترین آن که در موزه تاریخ طبیعی شیکاگو نگاهداری میشود ۱۲/۸ متر طول دارد و محاسبات نشان میدهد که وزن بدن آن به ۶/۴تن میرسد. این دایناسور در حدود ۶۷میلیون سال قبل میزیسته.
چند سال قبل دیرین شناسان به نمونهای از یک دایناسور گوشتخوار برخورد کردند که از تیرکسها بزرگتر بودند. برای این دایناسورها نام "جیگانتوسوروس" انتخاب شد و بازسازی فسیلهای برجای مانده از این نوع جدید نشان داد که طول قامت آنها به ۱۳/۷متر بالغ میشده است.
این نوع دایناسورها ۱۰۰میلیون سال قبل در آمریکای جنوبی زندگی میکردند.
همزمان با این نوع دایناسورها دو نوع دایناسور گوشتخوار دیگر در دو قاره دیگر حضور داشتند. دایناسوری که اندکی کوچکتر بود موسوم به کارکارودانتو سوروس در افریقا زندگی میکرد و دایناسور دیگری به نام آکناتوسوروس که در آمریکای شمالی میزیست.
این هر سه دایناسور از اخلاف دایناسوری موسوم به آلوسوروس بودهاند که بین ۹تا ۱۲متر طول داشت و حدود ۱۵۰میلیون سال قبل در آمریکای شمالی زندگی میکرد.
اما اسپینوسوروس جد اعلای همه این دایناسورها به شمار میآید. نخستین نمونههای فسیل این جانور در سال ۱۹۱۲به وسیله یک دیرین شناس آلمانی به نام ارنست استرومر کشف شد. وی نشان داد که این دایناسور پوزهای دراز و بر روی ستون فقراتش تیغههای بلند استخوانی قرار داشته است. اما همه تحقیقات جامع این پژوهشگر که در موزه مونیخ نگاهداری میشد در هنگام بمباران این شهر به وسیله متفقین در سال ۱۹۴۴به کلی نابود شد.
از آن زمان تاکنون همه آنچه که در مورد دایناسورها کشف شده مربوط به دایناسورهای کوچکتر بوده و در مواردی نیز نمونههای پراکندهای از استخوانهای اسپینوسوروس نیز به دست آمده است.
اما اکنون بررسی دوباره دو استخوان برجای مانده از اسپینوسوروس مشخص ساخته که نتایجی که در گذشته در مورد این دایناسور به دست آمده بود دقیق بوده است.
اسپینوسوروس همراه با کارکارودانتو سوروس در حدود ۱۰۰میلیون سال قبل در افریقا زندگی میکرده و همانند تی رکس و جیاگونتوسوروس بر روی دو پا حرکت میکرده است. پرندگان کنونی از اخلاف همین دایناسورها هستند. اسپینوسوروسها دهانی شبیه سوسمارها داشتهاند و شکار را با حرکت ارهای دندانهای خود از پا در میآوردهاند. شواهد موجود حکایت از آن دارد که این دایناسورها بیشتر از ماهی ها تغذیه میکردهاند و بازوهای این دایناسورها از قدرت کافی برای شکار کردن برخوردار بوده است. این ویژگیها با ویژگیهای تی رکس و جیاگونتوسوروس تفاوت دارد.
دستهای این دو دایناسور کوچک بود. دندانهای تی رکس نیز به جای حرکت اره مانند به صورت پتک وار و پرسی شکار را بین دندان و فک خرد میکرده است.
جیاگونتو سوروسها دارای جمجمه کشیدهتری بودهاند و دندانههای تیغه مانند آنها گوشت شکار را قطعه قطعه میکرده است.
![]()
اندازهٔ این پیشنمایش: 800 × 600 پیکسل
نوشته شده توسط حمید رضا برگی زاده در شنبه 14 مهر1386 ساعت 14:21 موضوع | لینک ثابت
بسم الله الرحمن الرحیم
و اوحی ربک الی النحل ان اتخذی من الجبال بیوتا و من الشجر و مما یعرشون.ثم کلی من کل الثمرات فاسلکی سبل ربک ذللا یخرج من بطونها شراب مختلف الوانه فیه شفاء للناس ان فی ذالک لایه لقوم یتفکرون.(نحل 67-69)
پروردگارت به زنبور الهام کرد که در کوهها و درختان و در آنچه سقف دارند لانه کن، آنگاه از هر میوه ای بخور و راه هموار پروردگارت را بپوی ، و از شکم آنها نوشابه ای که رنگهای مختلف دارد بیرون می آید، که آن باعث درمان مردم است، به راستی در این کار نشانه ای برای اندیشمندان است.
زنبور عسل یکی از حشرات مفید برای انسان است که متعلق به رده دوبالان میباشد. زنبور عسل خیلی پیش از انسان در روی زمین بوجود آمده و زندگی میکرده است. زنبور عسل حدود 150 میلیون سال قبل وجود داشته و مشغول زاد و ولد بوده است. منتها با این تفاوت که در آن فاقد یک زندگی اجتماعی بوده و مثل خیلی از زنبورهای غیر عسلی امروزی ، زندگی انفرادی داشته و هر زنبور لانه مخصوص بخود را داشته و در آن زندگی میکرده است. کندو محلی است که زنبورها در آن تولد یافته ، کار کرده ، خواهران و برادران خود را پرورش داده و مواد غذایی لازمه را در آن انبار و ذخیره میکنند. زنبور عسل دارای نژادهای مختلف است و ساختمان بدنی پیچیدهای دارند.
در جلوترین قسمت بدن قرار داشته و شامل اعضای زیر است: دو عدد چشم مرکب ، سه عدد چشم ساده ، دو عدد آنتن و دهان با خرطوم. بزرگی چشمها وسیلهای است که زنبوردار به کمک آن به راحتی میتواند زنبور نر را از کارگر تشخیص دهد. زیرا چشمهای زنبور نر بزرگتر بوده و از عقب سر بهم میرسند، ولی در زنبور کارگر و ملکه بهم نمیرسند. کار آنتنها ، لمس کردن و بوییدن است. زنبور به کمک خرطوم ، شهد را از روی گلها جمع آوری و از راه دهان به داخل کیسه عسلی میفرستد.
از سه حلقه کیتینی درست شده و اعضای زیر به آن اتصال دارند: چهار عدد بال یا پر که دو عدد آنها بالهای جلویی و دو عدد دیگر بالهای عقبی هستند. شش عدد پا که جفت عقب آن دارای حفرههایی به نام سبد میباشند و زنبور عسل در دوران فعالیت خود گردههای گل در آن پر و با خود به کندو حمل میکند. این سبدها در کارگران بزرگتر از نرها هستند.
در قسمت انتهایی بدن قرار داشته، از 6 حلقه کیتینی پشتی و 6 قطعه شکمی تشکیل شده است. در انتهای شکم مخرج برای دفع مدفوعات دیده میشود. از راه همین مخرج ، زنبور قادر است خاری را که در داخل بدنش جای دارد، خارج کرده و نیش بزند. زنبور نر نمیتواند نیش بزند، چون اصلا نیش ندارد.
کمی کوچکتر از زنبور عسل معمولی بوده ، قدر کارگرش 13 میلیمتر میباشد. سلولهایی را که با موم در روی شانها درست مینماید از سلولهای زنبور عسل کوچکتر هستند.
در هندوستان و چین زندگی نموده و بزرگترین نوع زنبور عسلی است که تاکنون شناخته شده است. به حالت وحشی زندگی کرده و در زیر شاخههای درخت شانش را میچسبانند. سالانه چند بار از نقطهای به نقطه دیگر کوچ مینمایند.
از همه زنبورها کوچکتر بوده و فقط یک شان درست میکنند که مثل زنبورهای درشت به زیر شاخه درخت میچسباند به حالت وحشی در هندوستان و جنوب ایران یافت میشوند.
همان زنبور عسل معمولی است که فقط آنها را در دهات و شهرها برای تولید عسل در کندوها نگهداری میکنند. خواصی را که از یک نژاد خوب باید انتظار داشت عبارتند از: آرام باشند و نیش نزنند، پر محصول باشند، بچه به اندازه لازم بدهند، گلهای شهددار را به سرعت پیدا کنند، در مقابل امراض مقاوم باشند، مصرف عسل زمستانی آنها کم باشد، رشد سالانهشان را هر چه زودتر شروع کرده و سریع به حداکثر رشدشان برسند. از مهمترین نژادهای این زنبور میتوان به زنبور عسل اروپای مرکزی ، زنبور سیاه ، زنبور ایتالیایی قفقازی و زنبور نژاد ایرانی نام برد.
از مهمترین بیماریها میتوان به لوک آمریکایی ، لوک اروپایی ، نوزما ، کنه دونی ، یبوست ، شپشک زنبور عسل و کرم موم خوار اشاره کرد.
نوشته شده توسط حمید رضا برگی زاده در سه شنبه 3 مهر1386 ساعت 14:54 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
http://www.asheghane.ir/NewMeh/Ali/Ya%20Molla%20-%20Alireza%20Eftekhari(www.BiDel.ir).wma