تبليغاتX
 زیست شناسی
 

خون سازی

گام اول: خون سازی

 

تصویر گلبولهای سفید و قرمز نابالغ در مغز استخوان که 500 بار بزرگتر شده است. سلولی که در وسط شکل قرار دارد، در حال تقسیم شدن می‌باشد.

سلولهای خونی در مغز استخوان ساخته می‌شوند. مغز استخوان ماده ای ژله ای است که بخش عمده ای از آن را چربی، خون و سلولهای مادر تشکیل می‌دهد. همین سلول های مادر هستند که سلول های خونی مختلف را تولید می‌کنند. در کودکی، تعداد زیادی از مغز استخوان‌ها قادر به خون سازی می‌باشند، اما در بزرگسالی، این کار فقط در برخی استخوان ها، مثلا مهره ها، دنده‌ها و لگن صورت می‌گیرد. مغز استخوانی که در کار خون سازی شرکت دارد، "مغز قرمز استخوان" نامیده می‌شود. اگر مغز استخوان در کار خون سازی دخالتی نداشته باشد، "مغز زرد استخوان" نام می‌گیرد. تمامی سلولهای خونی از یک نوع سلول مادر به وجود می‌آیند که قابلیت تبدیل شدن به همه انواع سلول‌ها را داراست.

سلول های تولید شده در مغز استخوان به تدریج به رگهای خونی گذرنده از درون استخوان نفوذ می‌کنند و از آنجا وارد جریان خون می‌شوند. طول عمر سلول های متفاوت، مختلف است. گلبولهای قرمز در حدود 120 روز عمر می‌کنند، اما پلاکت‌ها فقط 10 روز زنده می‌مانند. گلبولهای سفید ممکن است از چند روز تا چند سال زندگی کنند.
هر گاه که میزان اکسیژن موجود در بدن کاهش یابد، مغز آن را به منزله کمبود گلبول های قرمز تلقی می‌کند و به کلیه‌ها فرمان می‌دهد که هورمونی به نام "اریتروپویتین" ترشح کنند. این هورمون باعث می‌شود که مغز استخوان گلبول قرمز تولید کند. به این ترتیب میزان گلبول های قرمز موجود در بدن همواره تحت کنترل قرار دارد

------------------------------------------------------------------------------------------

گام دوم: رگهای خونی

 

گبلولهای قرمز بر روی دیواره سرخرگ

خون از طریق رگها به تمام نقاط بدن می‌رسد. رگها لوله های منعطفی هستند که به لوله های کوچک و کوچکتر تقسیم می‌شوند. ما در بدن خود سه نوع رگ مختلف داریم: سیاهرگ، مویرگ و سرخرگ. سرخرگ به رگهایی گفته می‌شود که خون را از قلب دور می‌کنند. خون از بطن چپ قلب وارد سرخرگی به نام "آئورت" می‌شود. پس از آن، آئورت به سرخرگهای کوچک تر منشعب می‌شود که آنها نیز به همین ترتیب به چند رگ کوچکتر از خود متصل هستند. سرخرگها پهن و ضخیم هستند، چون باید بتوانند فشار بالای خون را که در اثر حرکت قلب ایجاد می‌شود، تحمل کنند. دیواره سرخرگ از سه لایه تشکیل شده است: لایه خارجی ضخیم، لایه میانی ماهیچه ای و یک لایه هموار داخلی که خون می‌تواند به سادگی درون آن جریان پیدا کند. ماهیچه های لایه میانی با حرکات خود، به جریان یافتن خون کمک می‌کنند. این حرکت همان چیزی است که نبض را به وجود می‌آورد.
خون از سرخرگها به درون مویرگها جاری می‌شود. مویرگها رگهایی هستند که قطر آن‌ها به اندازه قطر یک سلول است. دیواره این رگها از یک سری سلول مسطح تشکیل شده و به حدی نازک است که اکسیژن و دی اکسیدکربن به راحتی از آن عبور می‌کند. گلبول های قرمز اکسیژن خود را در مویرگ آزاد می‌کنند. اکسیژن از جداره مویرگ رد می‌شود و به سلولهای بافت مجاور می‌رسد. سلولها نیز مواد زاید خود، از جمله دی اکسیدکربن، را آزاد می‌کنند. این مواد هم به درون مویرگ وارد می‌شوند. مویرگها به هم می‌پیوندند و به رگهای بزرگتری می‌ریزند. بالاخره خون وارد سیاهرگ‌ها می‌شود.
چون در این مرحله فشار خون کاهش یافته است، جداره سیاهرگها نازکتر از سرخرگهاست. سیاهرگها خون را به قلب بازمی گردانند. دیواره سیاهرگ مانند سرخرگ سه لایه دارد، اما علاوه بر آن درون سیاهرگ دریچه هایی یک سویه وجود دارد که مانع از حرکت خون در جهت مخالف می‌گردد. جاذبه زمین می‌خواهد خون را به سمت زمین بکشد، اما این دریچه‌ها از این کار جلوگیری می‌کنند.
خون اکثر سیاهرگهای بدن اکسیژن کمی دارد. به همین دلیل سیاهرگها آبی به نظر می‌رسند، مثلا رگهای روی مچ دستتان را ببینید.

گام پایانی: درون قلب
پیش از ورود مجدد خون به قلب، چند اتفاق مهم دیگر هم روی می‌دهد. خون هنگام عبور از روده کوچک قند و مواد غذایی حاصل از هضم غذا را جذب می‌کند. این مواد از طریق سیاهرگی به نام "سیاهرگ باب" وارد کبد می‌شوند. کبد این مواد را از خون جذب و برای استفاده بدن ذخیره می‌کند. علاوه بر این وقتی خون از کلیه‌ها عبور می‌کند، مواد زاید مانند اوره و نمکهای اضافی از آن خارج شده و به صورت ادرار از بدن دفع می‌گردد. سرانجام خون وارد قلب می‌شود. آنچه درون قلب جانداران رخ می‌دهد، متفاوت است. ما در این جا قلب انسان را بررسی می‌کنیم. (برای مطالعه بیشتر در این زمینه می‌توانید به کتاب زیست شناسی سال دوم دبیرستان مراجعه کنید.)
مراحل کار قلب به صورت زیر است:
1- خون بازگشته از اندامهای مختلف بدن به دهلیز راست می‌ریزد. این خون حاوی دی اکسیدکربن است و در شکل با رنگ طوسی نشان داده شده است.
2- خون از دهلیز راست وارد بطن راست می‌شود.
3- بطن راست خون را به درون سرخرگی که به سمت شش‌ها می‌رود، پمپ می‌کند. خون در شش‌ها دی اکسیدکربن خود را از دست می‌دهد و اکسیژن جذب می‌کند.
4- خون حاوی اکسیژن (که در شکل با رنگ قرمز نشان داده شده است.) به قلب باز می‌گردد و وارد دهلیز چپ می‌شود. این گردش خون، "گردش خون ششی" نامیده می‌شود.
5- خون از دهلیز چپ به بطن چپ می‌ریزد.
6- بطن چپ منقبض می‌شود و خون را به درون آئورت پمپ می‌کند. آئورت به سرخرگهای کوچکتر منشعب می‌شود و از این طریق به نقاط مختلف بدن می‌رسد.
بین بطن‌ها و دهلیزها و هم چنین در ابتدای سرخرگهایی که از قلب خارج می‌شوند، دریچه هایی وجود دارد. این دریچه‌ها از بازگشت خون به محل قبلی آن جلوگیری می‌کنند. صدایی که هنگام بسته شدن آنها ایجاد می‌شود، همان صدایی است که ما در زمان تپش قلب می‌شنویم. صدای اول که بم و طولانی است به دریچه های میترال و سه لختی (دریچه های بین دهلیزها و بطنها) مربوط می‌شود و صدای دوم که زیر و کوتاه است، ناشی از بسته شدن دریچه های سینی (دریچه ورودی سرخرگها) است.

سلولهای اندامهای بدن به مواد غذایی و اکسیژن نیاز دارند، پس هر یک از آنها بایستی با یک سرخرگ تغذیه شود. سلولهای قلب نیز از این قاعده مستثنی نیستند. رگهای مسئول تغذیه قلب "رگهای کرنری" نام دارند.
اگر مایلید تا در مورد قلب و گردش خون بیشتر مطالعه کنید، می‌توانید به سایتهای زیر مراجعه کنید:

http://www.pbs.org/wnet/redgold
http://www.marrow.org/MEDICAL/sources_of_stem_cells.html
http://www.pbs.org/wnet/redgold/journey/circulation_flash.html
http://www.new-media.co.uk/heart

ب


 

نوشته شده توسط حمید رضا برگی زاده در سه شنبه 18 اردیبهشت1386 ساعت 14:24 موضوع | لینک ثابت


غریزه و یادگیری

زه و یادگیری
جانوران باید برای زنده ماندن یاد بگیرند. آنها باید بتوانند غذا پیدا کنند، از درندگان دوری کنند جفت مناسبی برای تولید مثل بیابند. اما چگونه این کار را انجام می‌دهند؟
بغضی از رفتارهای جانوران توسط ژنهای آنها معین می‌شود، درست مانند ویژگی های فیزیکی شان. این رفتارها را رفتارهای "غریزی" می‌نامیم.

این نوع کارها برای ادامه حیات در کودکی ضروری است، چون به حیوان کمک می‌کند که خطر و غذا را بشناسد. اما حیوانات باید قادر باشند که به تدریج یاد بگیرند و تجربیات خود را افزایش دهند. فقط در این صورت است که می‌توانند خود را با شرایط مختلف وفق دهند. این دسته از رفتارها را که با گذشت زمان و در اثر یادگیری شکل می‌گیرند، "رفتارهای اکتسابی" می‌نامیم.

حتی حشرات هم می‌توانند کارهای جدید یاد بگیرند. مثلاً پروانه‌ها به طور غزیزی به سمت گلهای رنگی خاص کشیده می‌شوند. اما قادرند با توجه به شرایط محیطی به سرعت تغییر پیدا کنند. اگر پروانه ای نتواند یاد بگیرد که از گلهای دیگر نیز استفاده کند، وقتی گلی با رنگ مورد نظر او یافت نشود، خواهد مرد.

اما همه حیوانات شانس یادگیری یکسانی ندارند. بچه هایی که مجبورند از همان ابتدا روی پای خود بایستند، باید در هنگام تولد توانایی های بیشتری داشته باشند. یعنی بخشی از فعالیت های آنها از پیش برنامه ریزی شده است، مثلاً بدون هیچگونه تجربه قبلی قادرند هم نوعان خود را بشناسند. ولی وقتی والدین از فرزندان خود مراقبت کنند، بچه‌ها نه تنها می‌توانند هم نوعان خود را ببینند و رفتارهای آنها را بیاموزند، بلکه حتی فرصت دارند تا از راه آزمون و خطا بیشتر و بیشتر یاد بگیرند.

نوزادان پستانداران در دوران شیرخواری و گاهی حتی تا تولد فرزند بعدی تحت مراقبت پدر و مادر قرار دارند.
این به آنها زمان کافی می‌دهد تا با مشاهده مادر خود، چیزهای مختلفی یاد بگیرند. تنبل یاد می‌گیرد کدام برگها خوردنی است، موش کور دهان مادرش را لیس می‌زند تا بفهمد او چه می‌خورد و بچه شامپانزه کار با ابزارها را یاد می‌گیرد. درست است که مادر به طور مستقیم به فرزندش آموزش نمی دهد، اما او را در شرایطی قرار می‌دهد که یا از راه آزمون و خطا و یا با تکرار کردن رفتارهای دیگران مطالب جدیدی بیاموزد. به هر حال، تحقیق در این زمینه بسیار مشکل است، چون هیچ کس نمی داند که در ذهن گونه های دیگر چه می‌گذرد.

اگر اندازه مغز پستانداران را با اندازه بدن آنها مقایسه کنیم. می‌فهمیم که آنها بزرگترین مغز را در میان جانداران دارند. وظیفه مغز، تفسیر اطلاعات رسیده از طریق حواس بدن و شناسایی پاسخ مناسب است. پستاندارها چه نیازی دارند که باید مغز بزرگتری داشته باشند؟

چرا پستانداران باهوش تر هستند؟

اگر اندازه مغز پستانداران را با اندازه بدن آنها مقایسه کنیم. می‌فهمیم که آنها بزرگترین مغز را در میان جانداران دارند. وظیفه مغز، تفسیر اطلاعات رسیده از طریق حواس بدن و شناسایی پاسخ مناسب است. پستاندارها چه نیازی دارند که باید مغز بزرگتری داشته باشند؟
اولین چیزی که به ذهن می‌رسد اینست که آنها خونگرم هستند. جانور خونگرم باید دمای بدن خود را ثابت نگه دارد. این فرآیند نیاز به انرژی فراوانی دارد، پس آنها باید در انتخاب منابع غذایی و گوارش آن دقت زیادی داشته باشند. بیشتر خزندگان و دوزیستان هنگام تغذیه از یک دستورالعمل ساده پیروی می‌کنند. "اول بخور، بعد فکر کن."

آیا تا به حال غذا خوردن تمساح، را دیده اید؟ وقتی به طعمه خود حمله می‌کند، همراه آن مقدار زیادی گل و لای و مواد غیر قابل استفاده نیز می‌خورد. دستگاه گوارش او نیز با این سیستم سازگار است. هر چه را که بتواند جذب می‌کند. باقی مواد نیز آسیبی به او نمی رسانند و پس از عبور از اندامهای گوارشی، دفع می‌شوند.
اما پستانداران نمی توانند معده خود را از چیزهای بی خاصیت پر کنند. آنها نسبت به تغذیه شان حساس هستند و درباره غذای خود با وسواس تصمیم گیری می‌کنند. بنابراین با اینکه حواس آنها مشابه حیوانات دیگر است، ولی مغز بزرگتری دارند تا بتواند اطلاعات رسیده را تجزیه و تحلیل کند و عمل مناسب را تشخیص دهد.

این مغز بزرگ به آنها امکان یادگیری درباره محیط اطراف خود را می‌دهد. بچه ماهی ها، خزندگان و دوزیستان وقتی از تخم خارج می‌شوند، تک و تنها هستند و فقط به حواس خود تکیه دارند. بچه ها، خودشان باید غذای خود را پیدا کنند. به همین دلیل از قبل برای این کار دستورالعمل هایی دارند که بطور غریزی بر اساس آن عمل می‌کنند. اما اگر شرایط محیط تغییر پیدا کند، این دستورها کارآیی چندانی ندارند. برای همین این جانوران نمی توانند خود را با سرعت با تغییرات محیط وفق دهند. اما نوزاد پستاندار، از شیر مادرش استفاده می‌کند و دیگر نیازی به این شیوه برنامه ریزی ندارد. او فرصت دارد تا محیط زندگی اش را کشف کند، رفتارها را از مادرش یاد بگیرد و دسته ای از آنها را انتخاب کند و درست به همین دلیل است که مغز بزرگتر و پیچیده تری دارد

هوش

هوش چیست؟ جامع ترین تعریفی که برای هوش ارائه شده و در مورد تمامی جانوران صدق می‌کند، میزان توانایی جانور در یادگیری است. اما چگونه می‌توان این توانایی را اندازه گیری کرد؟
اولین تست هوش برای انسانها در سال 1905 طراحی شد، اما این تست بیشتر به ارزیابی معلومات افراد می‌پرداخت؛ یعنی به جای اندازه گیری توانایی بالقوه افراد در یادگیری، میزان اطلاعات قبلی آنها را می‌سنجید. امروزه گرچه تستهای سنجش هوش بسیار پیشرفته ای طراحی شده اند، اما هنوز هم تفاوتهای فرهنگی افراد در نتیجه این تست‌ها تأثیر زیادی دارد، چه رسد به استفاده از آنها برای گونه های دیگر.

برخی حیوانات دارای توانایی یادگیری بالایی در بعضی زمینه های خاص هستند. زنبور عسل مختصات گلهای حاوی گرده را نسبت به کندو با دقت زیاد محاسبه می‌کند و بعد از بازگشت به کندو آن را به سایر زنبورها اطلاع می‌دهد. او این کار را با حرکات دایره ای شکل انجام می‌دهد. جالب اینجاست که با گذشت زمان، او نشانی جدید را با توجه به تغییر وضعیت خورشید در آسمان، محاسبه کرده و حرکات خود را طوری عوض می‌کند که دوستان خود را به سمت گلها هدایت کند.

تست های IQ در انسانها توانایی حافظه، استدلال، زبان و شکل گیری مفاهیم را ارزیابی می‌کند. واضح است که بسیاری از حیوانات دارای توانایی های متفاوتی در این موارد هستند و برخی از آنها توانایی های ویژه ای دارند که در بین این موارد نمی گنجد. رفتارهای حیوانات به حدی با هم متفاوت است که هیچ گاه نمی توان نتایج تستی را که برای یک گونه (مثلاً انسان) طراحی شده، با نتایج به دست آمده از تست مشابه برای گونه های دیگر (مثلاً دلفین ها) مقایسه کرد.

به نظر می‌رسد که ذهن آدمی در طول سالیان دراز دارای توانایی های ویژه ای در استفاده از زبان شده و به طور ویژه برای این کار پرورش یافته است. آزمایشها نشان داده است که برخی از میمونها و دلفین‌ها نیز استعداد زبانی عجیبی دارند و حتی می‌توانند با انسانها ارتباط برقرار کنند. شامپانزه ( به ویژه گونه ای از آن که bonbo نامیده می‌شود.) دارای استعداد زبانی است که با یک انسان سه ساله رقابت می‌کند. درست است که حیواناتی که زندگی اجتماعی محدودتری دارند، از این استعداد بهره ای نبرده اند. اما آنها نیز توانایی های خارق العاده ای در زمینه های دیگر مانند حافظه دارند

مغز

مغز

حیوانات بزرگتر مغز بزرگتری دارند، زیرا تعداد عصبهایی که از ماهیچه‌ها و اندامهای دیگر به مغز می‌رسد و یا از مغز به اندامها می‌رود، در این موجودات بیشتر است. اما اگر نسبت اندازه مغز به اندازه بدن را در نظر بگیریم، مغز پزندگان و پستانداران بسیار بزرگتر از خزندگان، دوزیستان و ماهی هاست. در مغز آنها بخشهای خاصی نیز دیده می‌شود، که در مغز سایر جانوران وجود ندارد.
مغز دارای سه بخش اصلی است: بخش پسین، مغز میانی و بخش پیشین.

مغز پسین بیشتر به کنترل عملکرد اندامهای بدن می‌پردازد و دارای قسمتی به نام مخچه است که به حرکات ظریف ماهیچه‌ها و حفظ تعادل بدن جانور کمک می‌کند. الکل هم بر همین بخش اثر منفی می‌گذارد. ناحیه دیگری از مغز پسین " بصل النخاع" نامیده می‌شود که بر کارکرد اندامهای حیاتی بدن مانند قلب و شش‌ها نظارت می‌کند. مواد مخدر معمولاً به این قسمت از مغز آسیب می‌رسانند و برای همین مصرف بیش از حد آنها منجر به مرگ می‌شود.

مغز میانی پردازش اطلاعات رسیده از طریق حواس مختلف و تشخیص عکس العمل مناسب را بر عهده دارد. وقتی صدایی را می‌شنوید و به سوی آن بر می‌گردید، این بخش از مغز است که شما را به سمت آن هدایت می‌کند. قسمتهایی از مغز میانی نیز به هماهنگی حرکت اندامها کمک می‌کند. آسیب این قسمتها باعث بروز بیماری هایی نظیر پارکینسون می‌شود.
مغز پیشین، به قسمتی از مغز اطلاق می‌شود که در پشت پیشانی قرار دارد و در بسیاری از حیوانات بر روی سایر بخشهای مغز قرار گرفته است. این قسمت به پردازش اطلاعات پیچیده تر اختصاص دارد.

نواحی مختلف مغز پیشین، برای انجام وظایف ویژه تخصص پیدا کرده اند. هیپوتالاموس حافظه ما را اداره می‌کند و تالاموس جمع آوری و طبقه بندی پیام های اندامهای حسی مختلف را بر عهده دارد. نواحی ویژه ای به احساسات و عواطف اختصاص دارد. بخش دیگری هم به مهارت های زبانی مربوط است.
اندازه مغز پیشین در جانوران مختلف، تفاوت زیادی با هم دارد. در پستانداران و دلفین‌ها این بخش از مغز بزرگتر از سایر جانوران است و شکل ظاهری آن پیچیده تر است. شاید همین، باعث تفاوت بارز هوش آنها باشد.


 

نوشته شده توسط حمید رضا برگی زاده در سه شنبه 4 اردیبهشت1386 ساعت 16:4 موضوع | لینک ثابت


سلام


 

به گزارش خبرنگار مهر، امیر قلعه نویی در ادامه نشست خود با خبرنگاران ضمن بیان این مطلب با اشاره به مشکلات تیم ملی در جناح چپ گفت: کمبود بازیکن در این جناح یکی از مشکلات ماست. خیلی از بازیکنان هستند که می توانند در این جناح مشکلات ما را به حداقل برسانند که یکی از آنها علیرضا واحدی نیکبخت است و سعی می کنیم با بهره گیری از توان او در طول 90 دقیقه مشکلات را به حداقل برسانیم.

وی ادامه داد: ما مترصد آن هستیم که تیم بسازیم و به جای توجه به بازیکنان و ستاره ها از وجود آنها در قالب پازل تاکتیکی بهره گیریم.

سرمربی تیم ملی فوتبال کشورمان در خصوص عدم برگزاری بازیهای تدارکاتی گفت: باید پیش از این پیش بینی می شد تا در روزهای فیفا با تیم های مطرح بازی می کردیم. با این حال در تلاش هستیم با برنامه ریزی و تلاش کادر فنی تا آخر سال 2008 بازیهای تدارکاتی مطلوبی را برای تیم ملی در نظر بگیریم و روزهای فیفا را رزرو کنیم.

 

تصاویر مربوطه:



 

نوشته شده توسط حمید رضا برگی زاده در سه شنبه 4 اردیبهشت1386 ساعت 0:9 موضوع فوتبال | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting