
از این جزئیات که بگذریم، حال میدانیم که مولکولها همدیگر را جذب میکنند.
سوالی که پیش میآید این است که پس چرا همه مولکولها به هم نزدیک نمی شوند و همه دنیا به هم نمی چسبد؟
جواب این سوال این است که مقدار نیروی بین مولکولها بسیار وابسته به فاصله مولکولها است و حتی اگر مولکولها به هم از یک حدی نزدیکتر شوند، این نیرو به دافعه تبدیل میشود. در واقع نمودار نیرو بر حسب فاصله دو مولکول به شکل زیر است.
می بینید که در فاصله
نیرو برابر صفر است. یعنی فاصله تعادل دو مولکول، اگر
باشد نیرو جاذبه و اگر
باشد نیرو دافعه میشود.
پس مولکولها اگر دست خودشان باشد در فاصله
از هم قرار میگیرند. مگر اینکه بکشیمشان یا هولشان دهیم. خیلی خوب ... حال ببینیم این نیروهای بین مولکولها جدا از اینکه مولکولها را کنار هم نگه میدارند، چه پدیده های دیگری را نیز باعث میشوند.

اول از همه چسبیدن!
تا حالا فکر کردید که چه عاملی باعث چسبیدن دو تا ماده به هم میشود یا اینکه چسبها اصلا چه چه جوری کار میکنند؟!
یا چه میشود که همه از یک نوع چسب راضی هستند؟!
خوب در واقع چسب ماده ای هست که نیروهای بین مولکولی بین مولکولهای آن با مولکولهای مواد دیگر خیلی قوی است.
آهان راستی این را یادم رفت بگویم که لزومی ندارد مولکولها از یک جنس باشند یعنی مربوط به یک ماده باشند تا نیروی بین مولکولی وجود داشته باشد، بلکه اگر مولکولها با هم فرق هم داشته باشند باز نیروهای مولکولی با همان ویژگی های طرح شده وجود دارند.
به حالت اول یعنی بین مولکولهای یک ماده ، نیروهای پیوستگی و به حالت دوم یعنی نیروهای بین مولکولی دو یا چند ماده نیروهای چسبندگی میگوییم. در اصل چسب ماده ای است که نیروهای چسبندگی مولکولهای آن زیادند.
خوب دوباره برگردیم سر نیروهای پیوستگی...آزمایش کشتی کاغذی را انجام دادید؟
اگر یادتان باشد آنجا آخرسر نتیجه گرفتیم که سطح یک مایع مثل سطح یک تشک فنری است. یا اینکه اصلا یک ماده مثل تعداد زیادی توپ که با فنر با هم وصلشان کردیم، رفتار میکند. خوبی این مدل در این است که نیروی فنر تقریبا تمام ویژگی های نیروهای بین مولکولی را دارد.
اگر طول فنر از یک حدی بیشتر شود، نیروی آن مثل نیروی جاذبه نمی شود که میشود!! و اگر فشرده شود میل به باز شدن ندارد که دارد!!
یک ویژگی دیگر نیروهای بین مولکولی این است که کوتاه بردند. یعنی اگر فاصله مولکولها از یک حدی بیشتر شود، اصلا دیگر نیروی وجود ندارد یا اینکه مقدارش خیلی کم است. مثل یک فنر که اگر از یک حدی بیشتر کشیده شود، پاره میشود یا دیگر خاصیت فنریش را از دست میدهد.
آهان داشتیم میگفتیم که میتوانیم فرض کنیم که سطح مایع مثل یک سطح فنری یا مثل یک تکه لاستیک یا بادکنک است. برای همین اگر یک جسم سبک را روی مایع قرار دهیم، روی آن شناور میماند.
خوب و البته گفتیم که به این نیرو ، نیروی کشش سطحی میگوییم.
م م م ... از انرژی چیزی میدانید؟ ... میخواهیم حالا یک بار دیگر تمام این حرفها را با توجه به انرژی بزنیم!
مثلا میدانید وقتی یک تکه سنگ را تا ارتفاعی بالا میبریم در سنگ انرژی ذخیره میشود. اگر سنگ را رها کنیم همزمان با سقوط سنگ انرژی ذخیره شده در سنگ آزاد شده و به سنگ سرعت میدهد. اگر سنگ به سر یک آدم بیچاره برخورد کند، بخشی از این انرژی به گرما و صدا تبدیل میشود و بخش دیگرش صرف تغییر شکل سطح سر آدم میشود!
یک جمله حکیمانه هست که میگوید: " در طبیعت همه موجودات به سمتی حرکت میکنند و طوری رفتار میکنند که کمترین انرژی را داشته باشند یا اینکه همیشه به پایین ترین سطح انرژی برسند." البته این جمله همیشه درست نیست اما در بسیاری از موارد مورد بررسی و به دردبخور برای ما، درست است!
خوب برگردیم سر مثال تکه سنگ و زمین، تکه سنگ و زمین همدیگر را جذب میکنند(همان نیروی جاذبه زمین) بنابراین اگر سنگ را از زمین دور کنیم (بالا بریم) توی آن انرژی ذخیره میشود و وقتی رهایش میکنیم طبق جمله حکیمانه بالا برای اینکه انرژی ذخیره شده اش را از دست بدهد به سمت زمین سقوط میکند. وقتی به سطح زمین رسید ، کمترین مقدار انرژی ممکن را دارد.
پس میل رسیدن به زمین را هم میشود با نیروی جاذبه توضیح داد و هم با انرژی و اصل میل به داشتن کمترین انرژی ذخیره شده.
بنابراین احتمالا میتویانیم رفتار مولکولها را، که با نیرو توضیح دادیم، با انرژی هم توضیح بدهیم ... ببینیم چی میشود...
آن بخشی از نیروی بین مولکولها که جاذبه بود (یعنی وقتی
بود) را به یاد بیاورید این دقیقاً مثل حالت سنگ و زمین است. با دور کردن مولکولها از هم در آنها انرژی ذخیره میکنیم و اگر آنها رو به حال خودشان بگذاریم طبق اصل حکیمانه به سمتی حرکت میکند که کمترین انرژی را داشته باشد یعنی به هم نزدیک میشوند. حالت تعادل یعنی فاصله
که مولکولها دوست داشتند در آن باقی بمانند حاوی کمترین مقدار انرژی است. پس اگر مولکولها را در فاصله قرار بدهیم و کاری به کارشان نداشته باشیم در همان حالت باقی میمانند.
برای آن بخش از نیرو که دافعه بود (وقتی
) نیز میتوانیم همین تحلیل را ارائه بدهیم با نزدیک کردن مولکولها به هم از یک حدی بیشتر، باز انرژی زیادی در مولکولها ذخیره میشود که اگر اجازه بدهیم مولکولها همراه با دور شدن از هم این انرژی را تخلیه کرده و به همان حالت کمترین انرژی یعنی حالت تعادل میرسند.
نمودار انرژی بر حسب فاصله دو مولکول را در زیر میبینید:

اجازه بدهید یک کم جمع بندی کنیم! اگر دو مولکول از هم دور باشند انرژی بیشتری دارند تا حالتی که به هم نزدیک باشند و چون در طبیعت همه موجودات به سمت انرژی کمتر حرکت میکنند، مولکولها علاقه مندند که در نزدیکی هم بمانند.
حالا اگر 3 تا مولکول داشته باشیم چه؟
در این حالت هم وقتی حالت کمترین انرژی رخ میدهد که هر سه مولکول در نزدیکی هم قرار گرفته باشند. و با افزایش تعداد مولکولها ... تمامی مولکولها دوست دارند به هم نزدیک باشند. فرض کنید با دوستانتان توی یک اتاق هستید. از اونجایی که به همه دوستانتان خیلی علاقه مندید میخواهید طوری باشید که فاصله بین شما و دوستانتان از همه حالات کمتر باشد و البته این شرط را برای بقیه دوستانتان هم دارید. یعنی دنبال حالتی میگردیم که همه برو بچ به هم نزدیک باشند. خوب کدام حالت بهتر است؟
|
|
|
|
اگر کمی فکر کنید حتماً جواب درست یعنی حالت ج را انتخاب میکنید. توی این حالت کمترین فاصله بین هر جفتی از دوستان وجود دارد. و اگر شما مولکول باشید با توجه به حرفهای قبلی کمترین انرژی را به خود گرفته اید. یعنی حالت ایده آل.
حال فهمیدید که چرا یک قطره آب دیگر تحت هیچ نیرویی از خارج نباشد چرا شکل کره بر خود میگیرد؟
می توانیم این بحث را یک کم دقیق تر ادامه بدهیم. در اصل ما حالتی را میخواهیم که محیط شکل ایجاد شده توسط مولکولها کمترین باشد. چرا؟ چون در اصل مولکولهای سطحی یعنی مولکولهایی که روی محیط شکل هستند مولکولهایی اند که همسایه های کمتری دارند و به همین دلیل انرژی بیشتری دارند (یادتان هست که گفتیم وقتی یک مولکول کنار یک مولکول دیگر قرار میگیرد از انرژی آن کم میکند و به حالتی میروند که کمترین انرژی را دارند.) پس ما حالتی رو میخواهیم که کمترین مولکول سطحی داشته باشیم و مولکولها آرایشی به خودشون میگیرند که کمترین سطح را داشته باشد. .... میدانید که شکل کره شکلی است که کمترین مساحت (یعنی سطح جانبی) رو نسبت به حجمش دارد یا دایره کمترین محیط جانبی را نسبت به مساحتش دارد ...
پس به همین دلیل قطرات کروی اند ... مگر اینکه انگولکشان کنیم!
می توانید آزمایش کنید ... یک کم جیوه را روی یک شیشه بریزید. میبینید که قطرات جیوه به صورت کره های زیبایی روی سطح شیشه قرار میگیرند.
اما چرا جیوه؟ مثلاً آب چه اشکالی دارد؟

چرا آزمایش را با آب انجام ندادیم؟ مگر خون مولکولهای جیوه از خون مولکولهای آب رنگین ترند؟
نه موضوع این است که حتماً میدانید که آزمایش با آب انجام نمی شود. اگر کمی آب روی سطح شیشه بریزیم آب پخش میشود و به صورت کره باقی نمی ماند ... چرا؟

یادتان هست که راجع به نیروهای پیوستگی و چسبندگی صحبت کردیم (اگر یادتان نیست متن را از اول بخوانید یا اینکه اصلاً بی خیال شوید!)
در اصل رفتار جیوه به خاطر این اینجوری است که مولکولهای جیوه نیروهای پیوستگی بسیار قوی تری از نیروهای چسبندگی با شیشه را دارند. یعنی مولکولهای جیوه شبیه به خودشون را بیشتر از مولکولهای شیشه دوست دارند بنابراین اگر کنار هم قرار بگیرند انرژی کمتری خواهند داشت تا اینکه کنار مولکولهای شیشه قرار بگیرند. اما مولکولهای آب هست و این باعث میشود مولکولهای آب برای داشتن کمترین انرژی به همسایگی مولکولهای شیشه مهاجرت کنند!
برای همین قطرات آب روی شیشه پخش میشوند.
خوب برمی گردیم سر حباب ... راستش قرار بود این متن راجع به حباب باشد!
حباب در اصل لایه بسیار نازکی از مایع هست. البته مایعی که نیروهای پیوستگی قوی ای بین مولکولهایش وجود داشته باشد.
فرض کنید یک لایه نازک از یک مایع در اختیار داریم یعنی مثلاً یک مکعب مستطیل با ارتفاع خیلی کم نسبت به طول و عرض آن.

طبق حرفهای گفته شده یک همچنین لایه ای علاقه مند است که به شکل کره در بیاید یا اینکه حداقل به مکعبی تبدیل شود که ارتفاع و طول و عرض هم اندازه باشند ( به این دلیل که دوست دارد کمترین سطح جانبی را داشته باشد تا مولکولهای سطحیش که بی همسایه مانده اند تعدادشان کم بشود) خوب برای همین اگر یک فیلم حباب (یعنی یک لایه نازک از حباب) داشته باشیم دوست دارد که جمع بشود. و کمترین طول یا مساحت را داشته باشد.
یک نگاهی به مسأله کوتاهترین مسیر بیندازید.
اما پس چرا حبابها نمی ترکند؟ یعنی به شکل یک قطره کوچک در نمی آیند؟
رمز کار در هوایی است که توی حباب گیر افتاده است.
در اصل اگر ما هوایی توی حباب محبوس نکنیم حباب به صورت یک قطره مایع در میآید. اما کل هنر حباب سازی در این است که با محبوس کردن مقداری هوا بین مولکولهای محلول آب و صابون اجازه نمی دهیم مولکولها به هم برسند. و مولکولها مجبورند حول این مقدار هوا در حسرت به هم رسیدن باقی بمانند! اما اگر احیاناً سوراخی در سطح حباب ایجاد بشود مولکولها سریعاً از این آرایش در میآیند و حباب میترکد!
یادتان باشد که حباب خیلی شبیه به بادکنک است!
این را هم دوباره بگویم که اگر یک لایه حباب داشته باشیم که بین سه ضلع یک مربع قرار داشته باشد و ضلع چهارم را به ضلع روبرو نزدیک کنیم و مساحت کمتری به خود بگیرد ا ما میتوانیم با کشیدن ضلع چهارم در خلاف جهت با حباب زور آزمایی کنیم.
نوشته شده توسط حمید رضا برگی زاده در دوشنبه 23 بهمن1385 ساعت 16:2 موضوع | لینک ثابت
|
|
نوشته شده توسط حمید رضا برگی زاده در پنجشنبه 19 بهمن1385 ساعت 16:25 موضوع | لینک ثابت
|
| ||||
پروتئینها انجام وظایف مختلفی در سلول را بر عهده دارند. بعضی از آنها باعث استحکام ساختار سلول میشوند و برخی دیگر آنزیمهایی هستند که سرعت واکنش های مختلف را کنترل میکنند. شما در بخش های دیگر، با نقشهای پروتئینها در متابولیسم و سایر فرآیندهای سلولی آشنا شده اید، اما پروتئینها چگونه ساخته میشوند؟ سلولها طوری تکامل یافته اند که میتوانند پروتئینهای مختلفی سنتز کنند. آنها پروتئینهای مورد نیاز برای تولید مثل خود را تولید میکنند. علاوه بر آن، همواره مقداری پروتئین به طور ثابت ساخته میشود که جایگزین مولکولهای تخریب شده گردد. برای ساخته شدن این پروتئینها روند بسیار منظمی وجود دارد. ابتدا یک mRNA با رونویسی از DNA به دست میآید. سپس این mRNA به عنوان دستور ساخت زنجیرهای اسید آمینه استفاده میشود. سپس این زنجیر چین میخورد و مولکولهای پروتئین حاصل میشود. | ||||
|
|
نوشته شده توسط حمید رضا برگی زاده در چهارشنبه 18 بهمن1385 ساعت 14:56 موضوع | لینک ثابت
چرا عینک آفتابی ؟
چشم انسان یکی از حساس ترین اعضاء بدن میباشد. برای مراقبت از این عضو حساس چه اقداماتی انجام میدهید؟
تابستان در راه است، نور خورشید به چشم شما آسیب میرساند. از چه عینکی باید استفاده کنید؟
نور خورشید یک طیف کامل میباشد، یعنی تمام امواج را دارد.کافی است موس خود را روی قسمتهای مختلف تصویر زیر قرار دهید تا بخشهای مختلف نور خورشید را به همراه کارکردهایشان ببینید.دقت کنید که بخش مرئی نور خورشید کمترین قسمت طیف را تشکیل میدهد.
قسمت مرئی به ما کمک میکند تا اطرافمان را ببنیم. مابقی طیف خورشید قابل رویت با چشم عادی نیستند. امواج ماوراء بنفش هرچند قابل رویت با چشم نیستند ولی وارد چشم میشوند و جذب میشوند. در اثر برخورد امواج نور خورشید با بدن، بدن گرم شده و تغییرات شیمیایی نیز در بدن ایجاد میشود.
نور ماوراء بنفش (Ultra violet) دارای انرژی زیادی میباشد، بنابراین میتواند تغییرات شیمیایی بیشتری در عضو حساسی مانند چشم ایجاد کند بنابراین امواج UV میتواند بسیار برای چشم خطرناک باشد.
با توجه به این توضیحات در هنگام خرید عینک باید به این نکته توجه کرد:
| عینک باید از چشم در مقابل امواج ماوراء بنفش محافظت کند عینک آفتابی مناسب باید 99% تا 100% امواج UV را جذب کند و مانع رسیدن این امواج به چشم شود. |
چگونه میتوان مطمئن شد، عینک مورد نظر ما 100% امواج UV جذب میکند؟
برای این کار از دستگاهی به نام فوتومتر (Photometer) استفاده میشود. این دستگاه مقدار گذردهی UV را اندازه گیری میکند. مقدار گذردهی عینک مناسب باید در بازه 0% تا 1% باشد.
| شکل روبرو میزان گذر دهی عینکهای مختف را نمایش میدهد: | |
عینک مناسب علاوه بر اینکه باید از ورود امواج UV جلوگیری کند ، بهتر است 75 % تا 90% از نور مرئی را نیز جذب کند تا از چشم در مقابل شدت نور زیاد نیز مراقبت شود.
اگر فوتو متر در اختیار نداشتیم چگونه از ضد UV بودن عینک مطمئن شویم؟
یک راه ساده برای اطمینان از ضد UV بودن عینک استفاده از یک عینک فوتوکرومیک میباشد.عینک مورد نظر خود را روی یک عینک فوتوکرومیک قرار داده و روبروی خورشید بگیرید.پس از 1 الی 2 دقیقه عینک را برداشته و عینک فوتوکرومیک را نگاه کنید قسمتی که زیر عینک شما بوده نباید تیره شده باشد و یا در حد بسیار کم تیره شده باشد.
| بسیار مهم در انتخاب عینک آفتابی باید بسیار دقت کرد ؛ تا مانع از عبور امواج UV شود.اگر عینک مورد نظر شما تیره رنگ باشد و مانع عبور امواج UV نشود بسیار خطرناک است و حتی عدم استفاده آن بهتر از استفاده از چنین عینکی میباشد چرا که چنین عینکی به دلیل تیره بودن باعث میشود مردمک چشم باز شود که در این صورت امواج UV بیشتری وارد چشم میشود بنابراین چشم در معرض خطر بیشتری قرار خواهد گرفت. |
امواج UV چه خطراتی دارد؟؟
سرطان چشم و بیماریهای قرنیه از مهمترین خطراتی میباشد که این امواج میتواند داشته باشد .
تمام افرادی که در فضای باز قرار دارند در خطر امواج UV میباشند.کسانی که بیشترین خطر آنها را تهدید میکند عبارتند از: رانندگان، پلیس،اسکی بازان ، افرادی که در شهرها مدت زیادی بیرون از فضای سرپوشیده بسر میبرند، ماهیگیران, کشاورزان.
| کودکان بدلیل اینکه معمولا مدت زیادی در فضای باز جهت بازی صرف میکنند و با توجه به حساس تر بودن چشمشان حتما باید از عینک آفتابی استفاده کنند.اگر کودکان در مقابل استفاده از عینک آفتابی مقاومت نشان دادند میتوان از عینک های آفتابی با طرحهای فانتزی استفاده کرد. | ![]() |
نوشته شده توسط حمید رضا برگی زاده در شنبه 14 بهمن1385 ساعت 14:51 موضوع | لینک ثابت
|
| ||||
| جواب دادن به این سوال کار ساده ای نیست. برای اینکه پاسخ را بیابیم، بیایید با هم ویژگیها مشترک موجوداتی را که میگوییم زنده اند، مرور کنیم. همه آنها از سلول ساخته شده اند. بعضیها مانند باکتری، فقط یک سلول دارند و بعضی دیگر از تعداد زیادی سلول ساخته شده اند، مثل خود ما. در موجودات پیچیده تر تعدادی از سلولها در کنار هم قرار گرفته اند و به کمک هم یک وظیفه خاص را انجام میهند. همه سلولها دارای مولکول DNA خاصی هستند که بین تمام سلولهای آن گونه مشترک است اما با سایر گونهها اختلاف دارند. DNA تمام اطلاعات لازم برای تولید پروتئینها و سایر موادی را که برای ادامه بقا و تولید مثل سلول ضروری است، در خود دارد. سلول برای زنده ماندن به انرژی نیاز دارد. بعضی از آنها فتوسنتز میکنند، یعنی انرژی خود را از نور خورشید به دست میآورند. به مجموعه واکنش های شیمیایی که برای تامین انرژی سلول صورت میگیرد، متابولیسم میگوییم. علاوه بر این همه موجودات زنده میتوانند تولید مثل کنند. دو نوع تولید مثل در بین جانداران دیده میشود. اولی تولید مثل غیر جنسی، که در آن موجود جدید فقط از یک والد به وجود میآید، مثلا یک باکتری به دو قسمت تقسیم میشود و موجودی مانند خود ایجاد میکند. دوم تولید مثل جنسی که بیشتر در موجودات پیچیده تر دیده میشود. در این روش، اولین سلول موجود جدید از ترکیب دو سلول جنسی (گامت) پدید میآید که هر کدام از بدن یکی از والدین آمده است. این کار باعث میشود که فرزند تلفیقی از ویژگی های والدین را به ارث ببرد. این یعنی تنوع بیشتر، پس موجوداتی که تولید مثل جنسی دارند در صورت تغییر شرایط محیطی، امکان سازگاری بیشتری دارند. در تولید مثل غیر جنسی، تمام نسلها شبیه هم هستند و نقاط ضعف و قوت یکسانی دارند. اگر شرایط سختی پیش بیاید، ممکن است همه افراد آن نسل از بین بروند و آن گونه منقرض شود. " جهش ژنتیکی " نیز پدیده ای است که گاهی به سود موجودات زنده منجر میشود. جهش یعنی تغییراتی که یا در اثر اشتباه در زمان تولید مثل و یا در عوامل خارجی مانند تابش نور ماوراء بنفش، در ساختمان DNA صورت میگیرد. جهش گاهی مفید است، گاهی مضر و بعضی وقتها بی اثر. اگر جهش ایجاد شده به نحوی باشد که سازگاری موجود با شرایط محیطی مختلف را بیشتر کند، آن موجود میتواند در شرایط دشوار هم زنده بماند و ویژگی های ژنتیکی خود را به نسل بعدی منتقل کند. با گذشت زمان، تعداد افرادی که ویژگی حاصل از جهش را به ارث میبرند، زیاد میشود. این فرآیند، تکامل نامیده میشود. سایر افرادی که این ویژگی را به ارث نبرده اند، کم میشود و حتی گاهی از بین میروند. به خاطر داشته باشید که همواره موجوادت برای استفاده از منابع غذایی مشترک با هم رقابت میکنند و آن کسی که ضعیف تر است شانس کمتری برای زنده ماندن دارد. این روند تکاملی و انقراض در طول سالیان دراز باعث شده که تنوع زیستی فراوانی روی زمین ایجاد شود. |
نوشته شده توسط حمید رضا برگی زاده در چهارشنبه 4 بهمن1385 ساعت 13:49 موضوع | لینک ثابت

بعضی از روشهای پخت برای بعضی از غذاها بسیار مناسب است: کباب کردن گوشت روی آتش منقل طعمش را بیشتر میکند. جوش دادن ملایم سبزیجات به مدت کوتاه آنها را ترد و خوش رنگ و مغذی نگه میدارد. بخار پز کردن گوشت ماهی بافت لطیف و مزه آن را حفظ میکند. اما چرا؟
وقتی غذا حرارت میبیند، سه تغییر عمده در ظاهر، ساختار و مزه آن رخ میدهد. این امر به خاطر واکنشهای شیمیایی است که درون غذا رخ میدهد.
روشهای مختلف پخت، به دلیل رخ دادن در دماهای مختلف، باعث واکنشهای شیمیایی متفاوتی میشوند. در بعضی از آنها از ماده جدیدی مثل آب یا روغن استفاده میشود. این فاکتورها در کنار ساختمان داخلی غذا واکنشهای پخت را کنترل میکنند.
چرا غذای پخته قهوه ای رنگ میشود؟
تمامی غذاها - گوشت، ماهی و سبزیجات- در دمای بالاتر از 154 درجه سانتی گراد، قهوه ای رنگ میشوند. به این پدیده "واکنش میلارد" میگویند که باعث تولید رنگ و رایحه مشخصه غذاهایی میشود که روی شعله درون فر یا روغن پخته میشوند.
واکنش میلارد در سال 1912 توسط شیمی دان فرانسوی لویی کامیل میلارد کشف شد و وقتی اتفاق میافتد که مولکولهای قند و آمینو اسید با هم حرارت داده میشوند. این واکنش یک عالمه مولکول طعم دار درست میکند که رنگ قهوه ای و بو مزه گوشت پخته را پدید میآورند.
اما همه غذاها قهوه ای نمی شوند. وقتی چیزی را در آب میجوشانید ، دمای آن هرگز از دمای جوش آب یعنی 100درجه سانتی گراد بیشتر نمی شود.
بنابراین اصلاً به دمای لازم برای شروع واکنش میلارد نمی رسیم. یادتان هست؟ هر واکنشی برای شروع شدن به مقدار معینی انرژی یا دما نیاز دارد! اما میتوانید مثلاً سیب زمینی سرخ کرده را جزغاله کنید چون دمای روغن به بالای 154 درجه سانتی گراد میرسد.
چرا سبزیجات پخته ام ولو میشوند؟
هنگامی که مواد غذایی گیاهی مانند سبزیجات یا برنج در آب جوش قرار میگیرند، ساختار آنها از حالت سفت و ترد به حالت نرم و شل و وارفته تغییر پیدا میکند.
همه موجودات زنده از میلیونها سلول درست شده اند اما سلولهای گیاهی فرق های اساسی با سلولهای جانوری دارند. اولین فرق این است که سلولهای گیاهی ماده ای به نام سلولز در دیواره سلولی خود دارند که آنها را سفت و محکم میسازد. با حرارت دادن سلول گیاهی، سلولز نرم میشود و کل سلول پلاسیده و پژمرده میشود.
در مورد اکثر سبزیجات، پس از 10 دقیقه حرارت دیدن در دمای 98 درجه سانتی گراد دیواره سلولی به تدریج ساختار خود را از دست میدهد و آب و هوا آزاد میکند. پس اگر میخواهید سبزیجات وارفته نداشته باشید یک کم علمی برخورد کنید و دمای آب یا زمان پختن را تنظیم کنید.
سبزیجات خوشرنگ در ظرف غذا
در دمای 96 تا 79 درجه سانتی گراد رنگ خوب و اشتها آور سبزیجات از بین میرود. برای همین باید همیشه سبزیجات را در آب در حال جوش بریزید و بعد از درآوردن آنها از آب جوش مثل سرآشپزهای ماهر فوراً آنها را با آب سرد خنک کنید. این کار دمای آنها را سریعاً زیر 66 درجه سانتی گراد میآورد و رنگ شان را حفظ میکند.
نوشته شده توسط حمید رضا برگی زاده در سه شنبه 3 بهمن1385 ساعت 13:52 موضوع | لینک ثابت
|
|
| اسیدهای آمینه واحدهای تشکیل دهنده پروتئینها هستند. هر پروتئین زنجیری از اسیدهای آمینه است که با پیوند شیمیایی در کنار هم قرار گرفته اند. این زنجیر پروتئینی میتواند شکل های فضایی مختلفی داشته باشد. همین شکل های متعدد به پروتئین این قابلیت را میدهد که کارهای متفاوتی را در سلول انجام دهد. در تمام اسید های آمینه، یک گروه شیمیایی ثابت ( که در شکل زیر نشان داده شده است ) وجود دارد، اما باقی مولکول در اسید آمینه های مختلف، متفاوت است. |
|
|
| حدود 20 نوع اسید آمینه در ساخت پروتئین به کار میرود. این اسیدها بر حسب ساختمان شیمیایی به چهار گروه طبقه بندی میشوند: اسیدی، بازی، قطبی بدون بار و غیر قطبی. ساخته شدن پروتئین در سلول شاید به نظر برسد که پروتئین و اسید آمینه، ارتباطی با DNA ندارند، اما حقیقت آن است که DNA نقش مهمی در تولید پروتئین دارد. وقتی سلول میخواهد یک پروتئین خاص را تولید کند، باید ابتدا نسخه ساخت آن را پیدا کند. این نسخه در مولکول DNA ذخیره شده است. هر ترکیب سه تایی از نوکلئوتیدها نشان دهنده یک اسید آمینه است، مثلا CCT کد ساخت اسید آمینه ای به نام پرولین و CGT کد ساخت ارگینین میباشد. به این ترتیب، DNA به دستور ساخت پروتئین تبدیل میشود. برای اطلاع از جزئیات این فرآیند، صفحه پروتئین سازی را بخوانید. |
|
|
پروتئین ها پروتئینها رشته هایی از اسیدهای آمینه هستند که شکل های فضایی مختلفی دارند. پروتئین را میتوان به چهار دسته تقسیم کرد. هر یک از این دسته ها، از کنار هم گذاشتن دسته قبلی ایجاد میشود. پروتئین های اولیه - این پروتئینها یک رشته ساده از اسیدهای آمینه هستند. پروتئین های ثانویه - اگر بین چند رشته پروتئین اولیه، پیوندهای هیدروژنی تشکیل شود، این رشتهها پیچ میخورند. در اثر این پیچ خوردن، دو شکل جدید ایجاد میشود: یکی صفحات چین خورده که " صفحات بتا " نامیده میشوند و دیگری آرایش مارپیچی که اصطلاحا " مارپیچ آلفا " نام دارد. پروتئین های نوع سوم - از ترکیب مارپیچها و چین خوردگی های قبلی، پروتئین های کوچک کروی ایجاد میشود. ترکیب این نوع تا خوردن با چین خوردگی های قبلی، پروتئین های دسته چهارم را شکل میدهد. پروتئین های دسته چهارم - برای افزایش کارآیی پروتئین ها، گاهی پروتئین های نوع سوم در کنار هم قرار میگیرند و آرایش فضایی پیچیده ای ایجاد میکنند. یک مثال معروف از این نوع پروتئین ها، مولکول هموگلوبین است. می دانید این اشکال پیچیده به چه درد میخورد؟ این اشکال باعث میشود که پروتئین به عنوان گیرنده مواد مختلف عمل کند. در غشای سلول کانال های پروتئینی وجود دارد که فقط به بعضی مواد اجازه عبور میدهد. در مولکول هموگلوبین نیز محل های خاصی قرار دارد که اتم اکسیژن روی آن مینشیند و همراه جریان خون میرود تا به سلولهای بدن برسد. بسیاری از آنزیمها از پروتئین ساخته میشوند. |
نوشته شده توسط حمید رضا برگی زاده در یکشنبه 1 بهمن1385 ساعت 20:29 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
http://www.asheghane.ir/NewMeh/Ali/Ya%20Molla%20-%20Alireza%20Eftekhari(www.BiDel.ir).wma