تبليغاتX
 زیست شناسی
 

علت دندان درد


  

خدا درد دندان را نصيب هيچ کس نکند. واقعاً وحشتناک است بخصوص که شب ها تشديد شده و خواب و آرامش را از آدمي سلب مي کند. وقتي شب دندانمان درد بگيرد، بايد آن را تحمل کنيم تا صبح فرا رسد و خودمان را به دندانپزشک برسانيم تا راه چاره اي براي درد دندانمان پيدا کند.

دندان درد از آن دردهايي است که واقعاً تحمل آن سخت است. در اين مقاله سعي مي کنم تا علاوه بر تشريح علل ايجاد دندان درد، در مورد نحوه تسکين اين درد و راه هاي درمان آن و همچنين فرق دندان درد با ساير دردها هم صحبتي داشته باشيم. خلاصه هر آنچه در مورد دندان درد وجود دارد را برايتان شرح خواهم داد.

قبل از هر چيز مي خواهم توضيحي در مورد علت ايجاد دندان درد برايتان مطرح نمايم .

به تصوير بالا نگاه کنيد و روي آن کليک کنيد. اين تصوير يک برش طولي از يک دندان آسياب مي باشد که اجزاء مختلف آن را به خوبي نشان مي دهد. اتاق پالپ محفظه اي است که عروق و اعصاب دندان در آن واقع شده و يک محيط بسته و استريل است که به بيرون از بدن راهي ندارد و فقط از طريق نوک ريشه با بدن در ارتباط است.

اگر به علت پوسيدگي يا هر علت ديگري اتاق پالپ، به ميکروب آلوده شود، باعث ايجاد التهاب در اين ناحيه مي شود. چون اين محفظه بسته است، افزايش حجم ناشي از ايجاد التهاب را با افزايش فشار داخلي دندان پاسخ مي دهد؛ به اين صورت که فشار داخلي اتاق پالپ به صورت وحشتناکي افزايش پيدا مي کند و اين امر باعث وارد آمدن فشار شديد به پايانه هاي عصبي موجود در اتاق پالپ واقع مي شود و دندان درد شديدي ايجاد مي کند.

تا زماني که اين فشار است، ما دندان درد را خواهيم داشت. مصرف مسکن هايي مانند ايبوبروفن يا مفناميک اسيد که از دسته ي داروهاي ضد التهابي هستند، معمولا با کاهش التهاب داخل اتاق پالپ و متعاقب آن کاهش فشار داخلي، موجب کاهش دندان درد مي شوند و به همين دليل براي کاهش درد دندان استفاده مي شوند.

حال اگر به هر وسيله اي بتوانيم اين فشار دندان افزايش يافته ي داخل اتاق پالپ را کم کرده يا از بين ببريم مي توانيم درد دندان را کاهش دهيم . دندان پزشکان هم دقيقا همين کار را مي کنند و با تراشيدن و باز کردن اتاق پالپ موجب کاهش درد دندان مي شوند.

ما معمولا جلسه ي اول که بيمار درد شديد دارد، در حد باز کردن اين حفره و پانسمان دندان کار مي کنيم تا فقط درد بيمار کاهش يابد و در جلسات بعدي اقدام به درمان ريشه ي دندان مي کنيم.


چرا دندان درد در شب ها بيشتر است؟

با توجه به توضيحي که در مورد علت دندان درد دادم، بايد بگويم شب ها وقتي به حالت درازکش و خوابيده هستيم، فشار کل ناحيه ي سر و داخل رگ ها افزايش پيدا مي کند. ولي در حالت ايستاده اين فشار کمتر است. همين امر باعث مي شود که رگ هاي موجود در اتاق پالپ فشارشان افزايش پيدا کرده و در نتيجه فشار داخلي پالپ دندان بيشتر شود و دندان درد هم به همان نسبت افزايش پيدا کند.

به همين علت بيماري که دندان درد دارد، شب ها بلند مي شود و مدام قدم مي زند تا صبح شود، چون به محض خوابيدن دردش تشديد مي شود و وقتي قدم مي زند (چون ايستاده است) دردش کاهش مي يابد.

منبع : WWW.IRANDENTIST.INFO


* مطالب مرتبط در اين سايت:

 مشخصات يک مسواک مناسب 

 نحوه ي مسواک زدن صحيح (همراه با تصاوير) 

 روش استفاده از نخ دندان(با تصاوير) 

 فلورايد؛استحکام دهنده ي ي دندان 

 مقدار پوسيدگي دندان، به شکل و نوع ماده غذايي بستگي دارد 

 مواد غذايي موثر در پوسيدگي دندان و جلوگيري از آن 

 نقش تغذيه در سلامت دهان و دندان 

 ضرورت نگهداري از دندان ها 

 شناخت علل پوسيدگي دندان 

 در مورد فوايد نخ دندان و ضرورت استفاده از آن چه مي دانيد؟ 

 لبخندي زيبا با دندان هايي سفيد 

 چگونه فلورايد از پوسيدگي دندان جلوگيري مي کند؟ 


 

نوشته شده توسط حمید رضا برگی زاده در جمعه 29 دی1385 ساعت 12:42 موضوع | لینک ثابت


چرا مولكولهاي  چپ دست و  راست دست  با يكديگر متفاوت اند؟

"لويي پاستور" بيشتر به سبب نقشي كه در پيشرفت ميكروب شناسي ايفا كرده است شهرت دارد، نه شيمي. گر چه زندگي حرفه اي خود را به عنوان شيميدان آغاز كرد، اما شهرتش عمدتاً به دليل آن است كه نخستين كسي بود كه پديده هاي زيست شناختي بسياري را توضيح داد، همچون نقش باكتري ها در تخمير ، فاسد شدن غذا ( هنوز هم پاستوريزاسيون شير كه از ابداعات اوست انجام مي شود)، عفوني شدن زخمها ( روش جراحي استريل كه به دست لردليستر به كار گرفته شد، تحولي در حرفه جراحي به وجود آورد) و بيماري ( تحقيقاتش بر روي بيماري كرم ابريشم، صنعت ابريشم فرانسه را نجات داد و تهيه واكسن هاري به دست او جان هزاران نفر را از مرگ بر اثر هاري خلاص كرد). با اين حال، نقشي كه او در پيشبرد شيمي داشت، گر چه كمتر شناخته شده است، اما كافي بود تا شهرتش را تضمين كند.

در سال 1848 كه پاستور در 25 سالگي تازه دانشنامه دكتراي خود را از دانشكده سوربن پاريس گرفته بود، به مطالعه بر روي يكي از نمك هاي اسيد راسميك، كه در مدت تخمير بر سطح خمره هاي شراب رسوب مي كند، پرداخت ( نام راسميك از كلمه لاتيني راسموس به معناي خوشه انگور مشتق شده است). شيميدان ديگري به نام "ايلهارد ميتسشرليش" گزارش داده بود كه يكي از نمك هاي اسيد راسميك ( نمك سديم آمونيم آن، كه از اثر آمونياك و سود بر اسيد راسميك به دست مي آيد) تقريباً درست به يكي از نمكهاي اسيد تارتاريك ( جوهر غوره) كه آن نيز بر سطح خمره هاي شراب يافت مي شود شباهت دارد: فقط نمك اسيد تار تاريك " فعاليت نوري" داشت، در حالي كه نمك اسيد راسميك داراي چنين خاصيتي نبود ( نمك اسيدي پتاسيم با اسيد تارتاريك، طرطير (Cream of tartar) ناميده مي شود).

ماده اي فعاليت نوري دارد كه صفحه نور قطبيده ( پولاريزه) را بگرداند. مطابق نظريه موجي، نور معمولي از امواجي تشكيل شده است كه در صفحه هايي با جهت هاي مختلف ارتعاش دارند. برخي از بلورها نور را به نحوي از خود عبور مي دهند كه تنها از امواجي كه در صفحه خاصي ارتعاش مي كنند بگذرند. نوري كه بدين ترتيب بيرون آيد نوري قطبيده است.

پاستور در سال 1848 دانسته بود كه برخي مواد طبيعي ( نظير بلورهاي كوارتز، سقز، و محلول هاي قندي) نيز نور قطبيده را مي چرخانند، اما كسي نمي فهميد چگونه باعث چنين اثري مي شوند. چرخش نور قطبيده در ابزاري به نام قطبش سنج مشاهده و سنجيده مي شود. وقتي ماده اي صفحه نور قطبيده را در جهت عقربه هاي ساعت بچرخاند راست گردان است- به عبارتي ديگر باعث چرخش مثبت مي شود. ماده اي كه صفحه نور قطبيده را در خلاف جهت عقربه هاي ساعت بگرداند چپ گردان است- يعني موجب چرخش منفي مي شود.

پاستور حيران بود. گفته مي شد كه نمك هاي اسيد تارتاريك و اسيد راسميك از لحاظ تركيب شيميايي و شكل بلوري يكسانند، اما آثار متفاوتي بر نور قطبيده دارند. نمك اسيد راسميك بر آن تأثيري نداشت، در حالي كه نمك اسيد تارتاريك راست گردان بود. وقتي پاستور بلورهاي نمك اسيد راسميك را كه به روش ميتسشرليش تهيه شده بودند مورد بررسي قرار داد، چيزي مشاهده كرد كه ميتسشرليش متوجه آن نشده بود. در واقع دو نوع بلور وجود داشت، و نسبت آنها به يكديگر مثل نسبت دست چپ به دست راست بود.

پاستور با استفاده از انبرك ريزي، بلورهاي دست چپ را به دقت در زير ميكروسكوپ از بلورهاي دست راست جدا كرد. وقتي به اندازه كافي از هر دو نوع سوا كرد، دست به كاري زد كه يا پيگيري يك حدس بود، يا جرقه نبوغ. پاستور مقداري از هر نوع بلور را به طور جداگانه در آب حل كرد و اين محلول ها را به نوبت در قطبش سنجي در مسير نور قطبيده قرار داد. او دريافت كه محلول بلورهاي دست چپ ، نور قطبيده را به چپ، و محلول بلورهاي دست راست نور قطبيده را به راست منحرف مي كند. رنه والري- رادو در كتاب زندگي پاستور (1902) نوشت كه دانشمند جوان آن قدر از اكتشافش هيجان زده بود" در حالي كه وضعش با ارشميدس زياد فرقي نمي كرد" از آزمايشگاه بيرون دويد و فرياد زد: " پيدايش كردم!"

وقتي در همان حالي كه محلول ها را تهيه مي كرد به دقت مقدار هر نوع بلور را اندازه گرفت، متوجه شد كه مقادير مساوي درست به يك اندازه باعث چرخش مي شدند، اما در دو جهت مخالف؛ به عبارتي ديگر ميزان چرخش بلورهاي راست گردان با مقدار چرخشي كه محلول مشابهي از نمك اسيد تارتاريك ايجاد مي كرد، برابر بود.  بدين ترتيب پاستور نشان داده بود كه نمك راست گردان اسيد راسميك وي عملاً با نمك اسيد تارتاريك راست گردان يكسان است، و نمك چپ گردان اسيد راسميك تصوير آينه اي نمك اسيد تارتاريك است كه تا آن موقع شناخته نشده بود. سرانجام پاستورمخلوطي از نسبت هاي مساوي دو نوع بلور تهيه كرد، و همان طوري كه پيش بيني مي كرد دريافت محلولي كه با اين نسبت تهيه شود از لحاظ نوري غير فعال است. با جدا سازي دو نوع بلور نمك اسيد راسميك، پاستور نخستين و مشهورترين نمونه از آنچه امروزه شيمي دانان ، تفكيك يك مخلوط راسميك مي نامند، انجام داد ( امروز نام تركيب خاصي كه پاستور بر روي آن كار كرد، يعني اسيد راسميك، بر هر مخلوطي از مواد قرينه آينه اي اطلاق مي شود).

آزمايش هاي بلور شناختي عجيب پاستور موضوع بحث دانشمندان در پاريس شد و چندي نگذشت كه خبر آن به گوش "ژان باتيست بيو"، فيزيكدان محترمي كه اكتشافات بنياديني در زمينه چرخش نور قطبيده در بلورها كرده بود، رسيد. بيو كه عضو فرهنگستان علوم و 74 ساله بود، به آزمايش هاي پاستور با ديده ترديد مي نگريست. از پاستور خواست كه قبل از ارائه گزارشي از نتايج مطالعاتش به فرهنگستان، همان آزمايش ها را در حضورش تكرار كند. پاستور، در حالي كه بيو شخصاً محلول هايي را كه بلورها از آن به دست مي آمد تهيه مي كرد، همين كار را انجام داد. وقتي بيو پس از عبور نور قطبيده از بلورهاي چپ گردان، چرخش آن را به چپ ديد، ديگر به اندازه گيري اش نپرداخت و در حالي كه دستي بر بازوي پاستور جوان گذاشت با لحني هيجان آميز گفت:" فرزندم، آن قدر در طول عمرم به علم عشق ورزيده ام كه اين واقعاً قلبم را تكان مي دهد" .

جدا سازي بلورهايي كه شكل متفاوتي داشتند، و اثبات اين كه محلول آنها صفحه نور قطبيده را در جهت هاي مخالف مي چرخاند، از يك لحاظ آزمايشي جالب، اما بي فايده بود. چه فرقي مي كرد كه مواد خاصي صفحه نور قطبيده را در قطبش سنج به يك سو بچرخانند يا سويي ديگر؟ اما وقتي دقيق تر بنگريم مي بينيم كه آزمايش هاي پاستور اهميت فوق العاده اي داشتند. او نخستين كسي بود كه نشان داد تركيبات آلي در سطح مولكولي به صورت تصاوير آينه اي يكديگر وجود دارند؛ به عبارتي ديگر مولكول ها داراي ويژگي دستوارگي ياكايراليته هستند. منشاء اين واژه معادل يوناني "دست" است، و از اين لحاظ مناسبت دارد كه دو دست نمونه بارز دو جسمي هستند كه تصوير آينه اي يكديگر باشند. نه تنها مولكول ها، بلكه اشياي معمولي را هم مي توان كايرال يا غير كايرال دانست. به عنوان نمونه دستكش كايرال است، ولي جوراب غير كايرال. چون فرقي نمي كند جوراب به پاي راست پوشيده شود يا پاي چپ.

تا پيش از آزمايش هاي پاستور، دانشمندان براي توضيح اثر بلورهاي كوارتز بر نور قطبيده ، به شكل اين بلورها استناد مي كردند، چون وقتي بلورهاي كوارتز ذوب مي شوند فعاليت نوري شان از بين مي رود. اما تأثيرات نوري برخي از مايعات نظير سقز و محلول هاي قندي قابل توجيه نبود. پژوهش هاي پاستور نشان داد كه اختلاف شكل بلورهاي نمك اسيد راسميك بيانگر اختلاف در شكل مولكول هاي نمك است، چون حل كردن بلورها در آب درست مثل ذوب شدن بلورهاي كوارتز، ساختار بلوري نمك را از بين مي برد. با اين حال، محلول هاي دو نوع بلور نمكي كه پاستور استفاده مي كرد هنوز هم فعاليت نوري داشتند. پاستور بعدها نمكهاي جدا شده اسيد راسميك را به اسيد تبديل كرد و نشان داد كه دو شكل ايزومري چپ گردان يا (-) اسيد تارتاريك و راست گردان يا(+) اسيد تارتاريك وجود دارد ( شكل1).

اشاره

پاستور به اين مطلب پي برده بود كه اكتشاف وي اشاره به رابطه مستقيمي ميان هندسه مولكولي و فعاليت نوري دارد. او چنين پيشنهاد كرد كه نسبت مولكول هايي كه صفحه نور قطبيده را در جهت هاي مخالف مي چرخانند مانند نسبت هر شيئي به تصوير آينه اي آن است. اما لازم بود 25 سال بگذرد تا دو شيميدان جوان به نام هاي "ياكوب وانت هوف" و "ژوزف لبل" توضيح دهند كه دقيقاً اتمها چگونه به شكل اين ساختارهاي مولكولي در كنار هم قرار مي گيرند. در اين فاصله، پاستور توجه خود را به برخي از مسائل زيست شناسي كه پيشتر ذكر آنها رفت معطوف كرد و به موفقيت هاي چشمگيري دست يافت. اما پژوهش هاي پيشگامانه او در زمينه تفكيك اسيد راسميك راه را براي شيمي دانان ديگر هموار كرد، تا رابطه ميان كايراليته در ساختار مولكول و فعاليت زيست شناختي را توضيح دهند؛ اهميت واقعي كار پاستور در همين است.

گرچه دانستن اين كه مولكول هاي چپ گردان اسيد راسميك [(-) – اسيد تارتاريك] صفحه نور قطبيده را در خلاف جهت عقربه هاي ساعت مي گردانند اهميتي ندارد، اما بسيار مهم است كه بدانيم چرا مولكول راست گردان ويتامينC[(+) – اسيد آسكوربيك] ويتامين هست در حالي كه (-) – اسيد آسكوربيك فعاليت زيست شناختي ندارد- يعني ويتامين نيست؛ چرا(+)- گلوكوز( دكستروز) ماده اي مغذي است در حالي كه (-) – گلوكوز(لوولوز) ارزش غذايي ندارد؛ چرا(-) – كلرومايستين آنتي بيوتيك نيرومندي است در حالي كه (+) – كلرومايستين چنين خاصيتي ندارد؛ و اينكه چرا(-)- آدرنالين هورموني بسيار فعالتر از (+) – ادرنالين است.

نمونه اي تأسف بار از اهميت كايراليته مولكول ها استفاده از داروي تاليد وميد بود. در دهه 1950 زنان باردار قبل از آنكه شيمي دانان دريابند كه اگر چه شكل (+) اين مولكول خطري ندارد و براي درمان كسالت صبحگاهي مفيد است، اما شكل (-) آن ماده جهش زاي فعالي است ( يعني ماده اي كه باعث جهش هاي زيست شناختي مي شود)، از اين دارو استفاده كردند. چون در داروي مزبور هر دو شكل اين موكول وجود داشت، ناهنجاري هاي جنيني شديد و متعددي به بار آمد.

گرچه مشاهده شكل هاي مختلف بلورها، جداسازي اين شكل هاي مختلف، و نتيجه گيري درباره علت تأثيرات متضاد آنها بر نور قطبيده حقيقتاً ناشي از نبوغ پاستور بودند، اما بخت ياري نقش عمده اي در اكتشافاتش ايفا كرد. در اين كشفيات بخت دوبار وارد صحنه شد. اولاً نمك سديم آمونيم اسيد راسميك- نمكي كه پاستور بررسي مي كرد- تقريباً تنها نمك اين اسيد است كه به دو شكل آينه اي تبلور مي يابد، و هر كسي مي تواند با مشاهده اين اختلاف با دست آنها را از هم جدا سازي كند. ثانياً تبلور اين دو شكل تنها در دماهاي كمتر از 26 درجه سانتي گراد صورت مي گيرد؛ در دماهاي بالاتراز 26 درجه سانتي گراد بلورهايي كه تشكيل مي شوند همگي يكسان و فاقد فعاليت نوري هستند. پاستور ظرف حاوي محلول نمك را در جاي خنكي در كنار پنجره آزمايشگاهش در پاريس قرار داد ، و براي تبلور محلول ، آن را تا روز بعد همان جا گذاشت. اگر انتخاب بخت يارانه نمك مناسب اسيد راسميك و آب و هواي خنك شهر پاريس نبود، چه بسا پاستور به اكتشاف چشمگيرش دست نمي يافت.

پاستور مانند ديگر بزرگاني كه از بخت ياري بهره بردند، به فرقي كه ميان تصادف و اكتشاف تصادفي وجود دارد پي برد، و آن را به زيبايي به زبان خود چنين بيان كرد:"  در پهنه مشاهده ، بخت فقط به ذهن مستعد ياري مي رساند".

وقتي فيزيكدان مشهور آمريكايي جوزف هنري جمله زير را پيش از آن به زبان مي آورد، همين قاعده كلي در نظرش بود:" بذر اكتشافات بزر گ دايماً ما را فرا گرفته اند، اماتنها در ذهن هايي ريشه مي دوانند كه آمادگي پذيرش آنها را داشته باشند".


 

نوشته شده توسط حمید رضا برگی زاده در جمعه 29 دی1385 ساعت 12:41 موضوع | لینک ثابت


                                      سلام دوستان

 

قدرت انديشه

 پيرمردي تنها در مينه سوتا زندگي مي کرد .

او مي خواست مزرعه سيب زميني اش راشخم بزند اما اين کار خيلي سختي بود . تنها پسرش که مي توانست به او کمک کند در زندان بود . پيرمرد نامه اي براي پسرش نوشت و وضعيت را براي او توضيح داد : پسرعزيزم من حال خوشي ندارم چون امسال نخواهم توانست سيب زميني بکارم . من نمي خواهم اين مزرعه را از دست بدهم ، چون مادرت هميشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من براي کار مزرعه خيلي پير شده ام.

اگر تو اينجا بودي تمام مشکلات من حل مي شد. من مي دانم که اگر تو اينجا بودي مزرعه را براي من شخم مي زدي .

 دوستدار تو پدر

 پيرمرد اين تلگراف را دريافت کرد :

پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام . 4 صبح فردا 12 نفر از مأموران FBI و افسران پليس محلي ديده شدند , و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اينکه اسلحه اي پيدا کنند . پيرمرد بهت زده نامه ديگري به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقي افتاده و مي خواهد چه کند ؟

 پسرش پاسخ داد : پدر برو و سيب زميني هايت را بکار، اين بهترين کاري بود که از اينجا مي توانستم برايت انجام بدهم .

 نتيجه اخلاقي : هيچ مانعي در دنيا وجود ندارد . اگر شما از اعماق قلبتان تصميم به انجام کاري بگيريد مي توانيد آن را انجام بدهيد .

 مانع ذهن است . نه اينکه شما يا يک فرد، کجا هستيد . *************************************** 

اگر قـدر ثانيـه هاي بدون بازگشت را مي دانستند و از قلـه هاي باشکوه موفقيـت چيـزي شنيده بودند، هيـچ گاه... براي در چالـه مانده ، چـاه را توصيـف نمي کردند...


 

نوشته شده توسط حمید رضا برگی زاده در جمعه 29 دی1385 ساعت 12:23 موضوع | لینک ثابت


                                  سلام دوستان

خوب راحت شدين؟

اينم از امتحانا .....

 

 

حالا برين به فكر كارنامه هاتون باشين كه كي ميخان بدن..

انشائالله كه همتون موفق شده باشين.


 

نوشته شده توسط حمید رضا برگی زاده در جمعه 22 دی1385 ساعت 10:48 موضوع | لینک ثابت


عیدتون مبارک

غـديــر خـــم

را بر همه ی شيعيان آن حضرت

تبريك و شاد باش می گويم

عيد غدير خم

امامت به نامت بلند آوازه گشته است يا عـلـی(ع)


 

نوشته شده توسط حمید رضا برگی زاده در یکشنبه 17 دی1385 ساعت 15:33 موضوع | لینک ثابت


ٍٍٍٍٍسلام دوستان

 

 

                               سلام دوستان

ولادت با سعادت امام علي النقي را به شما تبريك و تهنيت عرض مي نمايم. و همچنين پيشاپيش عيد سعيد غدير را به همه ي شما دوستان عزيز تبريك مي گويم.

اميد وارم در اين ايام خجسته سالم و سرفراز باشيد.

 

امروز مي خوام از خودم بگم. من توي دبيرستان امام رضا (ع) درس مي خونم اونم توي يه كلاسي كه انشائ الله  نصيب گرگ بيابون نشه!

حتما ميپرسين چرا؟

از بس شلوغه نه از نظر تعداد... نه

از نظر حرف زدن . تمام دبيرا و مدير و معاونمون هر كار كردن نتونستن خوبمون كنن. البته يه كم بهتر شديم اما دوباره تو جاده خاكي زديم. !اگه معلم فقط  درباره يه چيزغير درس   صحبت كنه بقيمونم هر كدوم داد ميزنيم و خاطرات چندين و چندين سالمون رو برا هم ميگيم.

                  اميدوارم شما گير چنين كلاسي نيفتين

 


 

نوشته شده توسط حمید رضا برگی زاده در جمعه 15 دی1385 ساعت 16:16 موضوع | لینک ثابت


آشنایی با ....

                                   سلام دوستان

امروز ميخوام شما رو با يكي از شاعران برجسته ي بشرويه آشنا كنم.

 

                             استاد بديع الزمان فروزانفر

 

ايشان در سا ل 1276 هجري شمسي برابر با 1315 هجري قمري ذكر

 

ذكر شده است.اين شاعر بزرگ در طول عمر 73 ساله ي خود آثار

 

زيادي را از خود بر جاي گذاشتند كه عبارتند از :

 

1-  شرح مثنوي شريف

2-  تصييح كليات شمس

3-  تصييح فيه ما فيه

4-  معارف بهائ ولد

5-  سخن وسخنوران

و...خيلي چيز هاي ديگر كه الان نميتونم بيارم.

 

ايشان در طول تحصيل خود از وجود استادان بزرگي بهره بردند مانند

 

اديب نيشابوري- اديب پيشاوري –حاج شيخ عبد الله حائري مازندراني

 

                                  طرز زندگي

 

               مرحوم بديع الزمان فروزانفر شخصي سحرخيز بود و به راهپيمايي بسيار علاقه داشت . او هر روز بعد از نماز صبح پياده روي مي كرد و اين كار تا پايان عمرش ادامه داشت. در سال 1332 كه مشغول نوشتن كتابي در نقد و تحليل آثار عطار بود به عزلت اختيار كرده بود "و در گوشه اي به فراغت نشسته بود ، در تمام روز تنها بامداد پگاه به قصد پياده‌روي از زاويه فراغت خويش بيرون مي‌رفت ." وي همچنين به طبيعت بسيار علاقه داشت و از ديدن مناظر طبيعي احساس مسرت و شادماني مي‌كرد."در اين سالهاي پاياني زندگي كه حول و حوش خانه شهري‌اش جايي نمانده بود تا بتواند راهپيمايي كند ، خود را به مزارع اطراف ونك مي‌رسانيد و در كوچه باغها در كناره رودخانه قدم مي‌زد . مي‌پنداشت آدمي اگر از طبيعت محروم شود ، مرده اي بيش نيست . آوارگي به كوه و بيابان را از مولانا فرا گرفته بود . بعد مي گفت در جواني با حسين گل گلاب و علينقي وزيري و نصرالله فلسفي و محمد سعيدي و علي دشتي و سعيد نفيسي ، سوهانك و گلاب دره و فرخ زاد را زير پا مي گذاشتند و گردش ييلاقات ديگر اطراف تهران از خوشي هاي زندگي آنها بوده است."               

         

                                     وفات                  

               مشعل فروزان علم و دانش بعد از عمري تلاش و مجاهده پيگير و خستگي‌ناپذير سرانجام در روز پنج‌شنبه 16 ارديبهشت 1349 هجري‌شمسي مطابق با 21 صفر 1390 هجري‌قمري به خاموشي گراييد . او در بارورترين دوره حيات علمي خويش در حالي كه سرگرم تهيه شاهكار تحقيقات خود( شرح مثنوي شريف ) در آستانه هفتاد سالگي بود، در حال عزيمت به دانشگاه و حضور در كلاس درس دوره دكترا ، در ناحيه سينه احساس درد و ناراحتي نمود راننده‌اش او را به بيمارستان مهر رساند، زير بغلهاي او را گرفت و در بخش ويژه قلب بستري نمود ولي بعد از مدتي قضاي آمده كار خود را كرد و قلب پر تپش او از حركت باز ايستاد و با رفتنش چشمان منتظر دانشجويان را اشكبار و دل دوستدارانش را اندوهگين ساخت.

                

 

 


 

نوشته شده توسط حمید رضا برگی زاده در چهارشنبه 13 دی1385 ساعت 16:32 موضوع | لینک ثابت


سلام به همه دوستان

سلام  خوش اومدي

 

سلام به تو اي نوجوان  

                               سلام به تو با نشاط و......                                                                                                                    

 

سلام به تو اول دبيرستاني

 

                            

 

   شايد بگين خوب ا ينايي كه تو نوشتي ( كارتون ها ) چه ربطي به درس و دبيرستان و اين حرفا داره ،

 راستش خودمم نمي دونم فقط  براي تنوع آوردم و اينكه هيچوقت دوران كودكي و شادي هاي تون را از ياد نبريد.

 

  خوب فردا امتحان چي دارين ؟

                         

                                 درساتونو خوندين ؟......

 

  ببخشيدا.. فكر نكنين ميخوام اداي بزرگترا رو در بيارم فقط ميخوام توي يه كلام ساده نصيحتتون كنم.

 

           

كلام ساده !

                                

نه طوطي باش كه گفته ي ديگران رو تكرار كني

ونه بلبل باش كه گفته ي خود را هدر دهي

گذشت زمان. آدمي را پير نمي سازد بلكه ترك

آرمانها و محبوب هاست كه ما رو فرتوت و افتاده

مي كند.

در خوشي دوستان ما را مي شناسند و در ناخوشي

ما آنها را.

از مخالفت نترسيد بادبادك وقتي مي تواند بالا برود

كه با باد مخالف روبه رو شود.

                            

                                


 

نوشته شده توسط حمید رضا برگی زاده در سه شنبه 12 دی1385 ساعت 13:56 موضوع | لینک ثابت


سلام بچه ها

محبوبترين کارتونهاي دوران کودکي

خانواده دکتر ارنست، رامکال، پرين، بچه هاي مدرسه والت، آن شرلي، سارا (پرنسس) کوچولو، بنر، نيک و نيکو، لوسي و مهاجران، آنت و قصه هاي آلپ و حنا، دختري در مزرعه...

براي نوجوانان امروزي که وقت فراغتشان را بين وبگردي و تماشاي جديدترين فيلمهاي روز در شبکه هاي ماهواره اي مي گذرانند، دشوار است تصور کنند که بخش اعظم شخصيتهاي کارتوني که روياهاي کودکان دهه شصت و اوايل هفتاد را شکل مي دادند، همگي از خط توليد يک شرکت ژاپني بيرون آمده بودند.

در دوران تحريم اقتصادي، جنگ و غرب ستيزي، شرکت ژاپني نيپون فرصت يافته بود تا با محصولات ارزانترش، بازار برنامه هاي کودکان را در تلويزيون ايران به انحصار خود در آورد. کودکان ايراني، داستانهاي مشهور غربي همچون تام ساير، هکلبري فين، دور دنيا در هشتاد روز، بابا لنگ دراز و حتي افسانه ايراني «سندباد بحري» را هم به روايت نسخه هاي ژاپني نيپون مي ديدند.

در کنار آنها، شماري از کارتونهاي غربي هم (که بازمانده از دوران پيش از انقلاب يا نخستين سالهاي پس از آن بودند و بسياري از آنها گرايش آموزشي داشتند) به سهم يک ساعته کودکان از  تلويزيوني راه مي يافتند که آکنده از اخبار و اعلاميه هاي جنگ بود.

اين جيره روياهاي ارزان قيمت، روزي دو نوبت عرضه مي شد؛ صبحها براي دانش آموزاني که بعدازظهر به مدرسه مي رفتند و تکرارش در بعدازظهر براي کساني که صبح، سر صف و کلاس بوده اند.

ابراهيم ايوبي، که حالا حقوقدان و وکيل دادگستري است به ياد مي آورد که گاهي هفته ها که «صبحي» بود، براي آنکه زودتر قسمت تازه کارتون محبوبش را ببيند، خود را به مريضي مي زد و به مدرسه نمي رفت تا خانه بماند و پاي تلويزيون بنشيند.

با گذشت نزديک به دو دهه، نويسندگان مجله زيگ زاگ، همزمان با روز جهاني کودک و تلويزيون، کارتونهاي محبوب دوران کودکي خود را برگزيده اند:

خانواده دکتر ارنست
نام اصلي: فلون در جزيره شگفت انگيز، بر اساس: خانواده سوئيسي رابينسون (يوهان داويد ويس -1812)، محصول: نيپون (ژاپن)- 1981، 50 قسمت 26 دقيقه اي

در اين نسخه کارتوني، فلون دختر 10 ساله و پرجنب و جوش خانواده، محور داستان است. پدر او، دکتر ارنست نامه اي از دوست انگليسي خود دريافت مي کند که حالا در استراليا اقامت دارد و از دکتر ارنست هم مي خواهد تا به او بپيوندد زيرا در اين سرزمين مهاجران، به شدت به پزشک نياز است. اعضاي خانواده، تصميم مي گيرند تا خانه قديمي خود در برن را ترک کنند و راهي سفر دريايي به سوي استراليا شوند اما سرانجام سرنوشت آنها را به صورت کشتي شکستگاني به ساحل اين جزيره مي رساند. خانواده دکتر ارنست تلاش مي کنند تا خود را با وضعيت تازه تطبيق دهند و با استفاده از منابع غني موجود در جزيره و بقاياي کشتي شکسته، زندگي را از نو سروسامان دهند. در اين ميان، سازندگان کارتون قصد داشته اند تا با روايت ماجراهاي فلون کنجکاو و پرشور، بر اهميت نقش خانواده و لذت زندگي در ميان طبيعت بکر تاکيد کنند..


پلنگ صورتي
خالق: فريتز فره لنگ، محصول: دو پاتي-فره لنگ و يونايتد آرتيستز (آمريکا) - 1963 تا حال حاضر، 124 قسمت رنگي، قالب کلاسيک: قطعه هاي شش دقيقه اي

شخصيت کارتوني پلنگ صورتي، ابتدا براي تيتراژ آغازين و پاياني فيلمي به همين نام (ساخته بليک ادواردز) طراحي شد. اما محبوبيتش چنان بالا گرفت که در تيتراژ همه فيلمهاي بعدي مجموعه پلنگ صورتي (به جز «تيري در تاريکي») حضور يافت و مجموعه اي از فيلمهاي کوتاه کارتوني بر محور همين شخصيت ساخته شد. تم به ياد ماندني موسيقي فيلم پلنگ صورتي که ساخته هنري مانچيني است، اين فيلمهاي کوتاه کارتوني را نيز همراهي مي کنند. کارتونهاي پلنگ صورتي با مايه هاي سوررئال و انتزاعي داستانش و حرکات پانتوميم وار شخصيت اصلي، تاثير چشمگير بر تحول و پيشرفت آثار انيميشن داشته و علاوه بر محبوبيت عام، مورد توجه و تحسين منتقدان هم قرار گرفته است. در اين فيلمهاي کوتاه، علاوه بر شخصيت اصلي، شخصيتهاي فرعي به يادماندني و مشهوري همچون بازرس، مورچه و مورچه خوار حضور مي يابند.


بامزي، قوي ترين و مهربان ترين خرس دنيا
خالق: رون آندرياسون، محصول: سوئد - 1966 تاکنون، چندين قسمت سياه و سفيد در دهه شصت و  هفت قسمت رنگي در اوايل دهه هفتاد ميلادي

بامزي، خرس قهوه اي مهرباني است که با خوردن کوزه اي از عسل  که مادربزرگش براي او تهيه مي کند، قدرت مي گيرد. دوستان نزديک بامزي، ليلي اسکات، يک خرگوش سفيد ترسو و اسکالمان (در انگليسي: پرفسور شل بک، در فارسي: شلمان) لاک پشت نابغه و مخترع هستند. داستان بامزي در طول چهار دهه دنبال شده و بسط يافته است تا جايي که امروز بامزي، چهار فرزند و ليلي اسکات يک فرزند دارد. شخصيت بامزي ابتدا در سال 1966 با مجموعه اي از فيلمهاي کوتاه تلويزيوني معرفي شد و همزمان به صورت کميک استريپ هفتگي در روزنامه به چاپ رسيد. اما از سال 1973 شخصيت بامزي که به سرعت به شهرت و محبوبيت رسيده بود، داراي مجله اختصاصي خود شد. مجله مصور بامزي، اهداف آموزشي دارد و در صفحات ويژه «مدرسه»، شخصيتهاي داستاني به خوانندگان درباره حيوانات، فرهنگهاي بيگانه، جهان و ساير موضوعات آموزش مي دهند. بامزي و دوستانش، اصول اخلاقي خود را دارند و به شدت عليه نژادپرستي، زورگويي و خشونت موضع مي گيرند.


 بابا لنگ دراز
براساس کتابي به همين نام

شخصيت اصلي داستان، جروشا «جودي» آبوت دختر سرزنده و باهوشي است که در يک پرورشگاه بزرگ مي شود اما با پشتيباني مالي حامي ناشناس خود مي تواند به مدرسه خصوصي راه يابد. جودي که حامي خود را نمي شناسد و فقط در يک نگاه از پشت سر ديده است، او را «بابا لنگ دراز» مي نامد و اغلب درباره زندگي و فعاليتهايش به او نامه مي نويسد (رمان در قالب همين نامه ها روايت مي شود). جودي در مدرسه به سختي تلاش مي کند تا فاصله فرهنگي خود با جامعه پيرامونش را که ناشي از بزرگ شدن در انزواي پرورشگاه است، جبران کند. در پايان، «بابا لنگ دراز» خود را معرفي مي کند.

 


همينه;
نام اصلي: پت و مت ( پيش از آن: و همينه!)، خالق: لوبومير بنش، ولاديمير ژيرانک، محصول چکسلواکي -1976 تا 2005، 78 قسمت رنگي 

شخصيتهاي اصلي اين مجموعه عروسکي، دو کارگر و تعميرکار دست و پا چلفتي هستند که در هر قسمت مي خواهند مشکلي را حل کنند اما هرچه تلاش مي کنند، مشکل پيچيده تر مي شود و مشکلات جانبي بيشتري پديد مي آيد. در آخر، با احمقانه ترين و پردردسرترين شيوه به راه حلي دست مي يابند که از آن «رضايت» دارند. دو شخصيت عروسکي ابتدا در فيلم کوتاهي به نام «متفکران» حضور يافتند و سپس مجموعه تلويزيوني مستقلي بر اساس اين شخصيتها با عنوان «و همينه!» ساخته شد. در اين زمان بود که شکل و ظاهر آنها به صورت کنوني طراحي شد. عاقبت در سال 1989 اين شخصيتها داراي نامهاي پت و مت شدند و مجموعه تلويزيوني آنها هم به همين اسم ناميده شد. 


تام و جري
خالقان: ويليام هانا، جوزف باربرا، محصول: مترو گلدوين ماير و کمپاني هاي ديگر - از 1940 تا حال حاضر

اين موش و گربه، بازيگران يکي از ستايش شده ترين و محبوبترين کارتونهاي هاليوود هستند. داستان درگيري هاي تام و جري که هر بار در قالب يک فيلم کوتاه کارتوني با موضوعي مستقل روايت مي شود، بيش از شش دهه است که تماشاگران تلويزيون و سينما را سرگرم مي کند. شخصيتهاي تام و جري علاوه بر کارتونهاي تلويزيوني به فيلمهاي سينمايي، بازي هاي کامپيوتري و کتابهاي مصور هم راه يافته است. گذشته از اين، در بسياري از آثار سينمايي و ادبي ديگر هم ارجاعات و اشاراتي به اين مجموعه کارتوني شده است. به طور خاص، عبارت «تام و جري» کنايه اي از دشمني بي دليل، بي هدف و پايان ناپذير شده است، چنان که مضمون اصلي مجموعه، «دعواي موش و گربه» هم از قديم به چنين معنايي به کار مي رفت. پس از خالقان اصلي مجموعه، جين دايچ، کارتونيست آمريکايي مقيم پراگ و چاک جونز، کارگردان آمريکايي که با لوني تونز و شخصيتهايي چون باگز باني، دافي داک و رودرانر و کايوت شهرت دارد، قسمتهايي از تام و جري را در دهه شصت ساخته اند.


تنسي تاکسيدو و چاملي
نام اصلي: تنسي تاکسيدو و داستانهايش. محصول: توتال تلويژن براي تلويزيون سي بي اس (آمريکا) - از 1963 تا 1966

داستان اين مجموعه کارتوني محبوب که در کنار سرگرمي اهداف آموزشي هم دارد، بر محور يک پنگوئن به نام تنسي تاکسيدو و دوستش چاملي که يک شيرماهي است شکل مي گيرد. اين دو دوست در باغ وحشي زير نظر يک نگهبان تندمزاج به نام استنلي لوينگستون زندگي مي کنند. آنها اغلب از اين باغ وحش فرار مي کنند و در دنياي بيرون به دردسر مي افتند. وقتي از حل مشکل و دردسر خود عاجز مي شوند به سراغ دوستشان، آقاي ووپي که استاد دانشگاه است مي روند. آقاي ووپي در هر زمينه اي اطلاعات وسيعي دارد که با کمال ميل در اختيار دوستانش مي گذارد و با کمک يک تخته سياه سه بعدي که از کمد درهم و برهمش بيرون مي کشد، توضيح مي دهد. تنسي تاکسيدو و چاملي، سپس تلاش مي کنند تا اطلاعات تازه خود را براي حل مشکلي که به آن دچار شده اند به کار ببرند اما نهايتا به دردسر بزرگتري با استنلي، نگهبان باغ وحش دچار مي شوند. بازيگري که در اين مجموعه به جاي تنسي تاکسيدو حرف زده است، بيست سال بعد در نقش بازرس گجت گويندگي مي کند.


مهاجران
نام اصلي: رنگين کمان جنوبي، محصول نيپون، ژاپن - 1982، 50 قسمت 26 دقيقه اي

در حافظه کساني که از کودکي خود سالهاي بيشتري فاصله گرفته اند، قصه هاي اين مجموعه و حتي گاهي هويتش با «خانواده دکتر ارنست» اشتباه مي شود. اينجا هم بار ديگر با داستان سفر يک خانواده اروپايي به قلب طبيعت بکر استراليا روبرو هستيم: اما خانواده لوسي، برخلاف خانواده «سوئيسي» دکتر ارنست، از انگلستان به استراليا مهاجرت مي کنند تا يک مزرعه بزرگ را اداره کنند. آغاز زندگي تازه با نااميدي و ناکامي تمام همراه است. روزهاي دردناک نوميدي شان تا زماني که سرانجام زمين مزرعه شان را صاحب مي شوند ادامه دارد. با وجود اين، لوسي و خواهرانش از تجربه هاي متنوع و تازه خود، از جمله کشف حيوانات عجيب و غريب و آشنايي با بوميان و ديدار با آدمهاي جديد لذت مي برند.


بارباپاپا
براساس مجموعه کتابي به همين نام نوشته آنت تيسون و تالوس تيلور، محصول: فرانسه 1975، 40 قسمت پنج دقيقه اي

مجموعه کتابهاي مصوري که نخستين بار در دهه هفتاد به زبان فرانسه انتشار يافت و سپس به دهها زبان ديگر ترجمه شد، نام «بارباپاپا» را به دو معنا به کار مي برد؛ هم نام شخصيت اصلي کتاب است و هم «نوع» يا «گونه» موجوداتي که اين شخصيت به آن تعلق دارد. کلمه بارباپاپا به قرينه از واژه فرانسوي barbe à papa ساخته شده که به معناي پشمک است. بارباپاپا خود يک موجود صورتي رنگ است که در حالت عادي شکلي شبيه گلابي دارد اما مي تواند به هر شکلي درآيد. او در ميان زندگي آدمها بر خورده و سعي مي کند که خود را با اين سبک زندگي تطبيق دهد. او پس از ماجراهاي شگفت انگيز فراوان، با زني هم‌نوع خود به نام بارباماما آشنا مي شود که سياه رنگ است. آنها هفت بچه (باربابيبي) به دنيا مي آورند که هريک به رنگي هستند: باربازو (زرد، پسر، عاشق حيوانات)، باربالالا (سبز، دختر، عاشق موسيقي)، بارباليب (نارنجي، دختر، عاشق کتاب)، باربابو (سياه و پشمالو، پسر، عاشق هنر)، باربابل (ارغواني، دختر، عاشق زيبايي)، باربابرايت (آبي، پسر، عاشق علوم)، باربابراوو (قرمز، پسر، عاشق قدرت و پهلواني).


حنا، دختري در مزرعه
نام اصلي: کاتري، دختر گاوچران، محصول نيپون (ژاپن) - 1984، 49 قسمت 26 دقيقه اي

يکي ديگر از محصولات شرکت نيپون که در غياب توليدات پرطرفدار (و گران قيمت تر) بين المللي به بازار ايران راه پيدا کرد و در ميان تماشاگران خردسال آن دوران محبوب شد. داستان فرزندي که به دنبال مادرش مي گردد، مضمون آشناي سريالهاي ژاپني آن دوران، از جمله هاچ زنبور عسل، در اينجا هم تکرار مي شود؛ کاتري (حنا) با پدربزرگ و مادربزرگش در مزرعه اي در فنلاند زندگي مي کند و منتظر است مادرش که براي کار به آلمان رفته بازگردد. اما جنگ جهاني آغاز مي شود و کاتري (حنا) با وقايع ناگوار بسياري روبرو مي شود از جمله قادر به برقراري ارتباط با مادرش نيست. اما او اين دشواري ها را با سخت کوشي و اراده قوي تحمل مي کند و همواره از محبت و علاقه اطرافيانش برخوردار است.


بنر;
نام اصلي: بنر تيل، داستان سنجاب خاکستري، بر اساس داستانهايي از ارنست تامپسون ستون، محصول: نيپون (ژاپن) - 1979، 26 قسمت 26 دقيقه اي

باز هم ماجراي جدايي از مادر (نامادري) در يکي از محصولات نيپون که داستان آن اين بار، همچون مجموعه ديگري از ساخته هاي همين شرکت (دهکده حيوانات با نام اصلي ميشا) در ميان حيوانات مي گذرد.  سنجابي کوچک اندکي پس از به دنيا آمدن به مزرعه اي مي آيد و از بخت بد به دست انساني گرفتار مي شود که قصد دارد او را به گربه دست آموزش بدهد تا بخورد. اما دل گربه به حال سنجاب کوچک مي سوزد، او را به فرزندي قبول مي کند و نام بنر بر او مي گذارد. بنر و مادر گربه اش با شادماني در مزرعه زندگي مي کنند اما خوشبختي انها طولي نمي کشد؛ مزرعه آتش مي گيرد، بنر از مادرش جدا مي شود و ناچار به جنگل فرار مي کند؛ جايي که با حيوانات جنگلي روبرو مي شود و ماجراها و دشواري هاي مختلفي را تجربه مي کند.


پسر شجاع
نام اصلي: ماجراهاي دون چاک، محصول KNACK (ژاپن)- 1975، 26 قسمت نيم ساعته، دنباله: داستانهاي تازه دون چاک، 1976، 73 قسمت

در رقابت ميان نيپون و توئي، دو توليدکننده بزرگ انيميشن در ژاپن، KNACK جزو شرکتهاي ناکامي است که هرگز نتوانسته چنان موفقيتي را به دست آورد و صرفا به توليد محصولات تقليدي و ارزانتر که بيشتر بازار صادراتي دارند دلخوش بوده است. اين شرکت همچنين در توليد کارتونهاي پورنوگرافيک هم دست داشته است. با وجود اين، يکي از محصولات آن، «ماجراهاي دون چاک» و دنباله اش توانست جايگاهي ميان کودکان ژاپني پيدا کند و به محبوبيت برسد. اين کارتون در ميان بچه هاي ايراني هم به شهرتي (شايد بيش از ژاپن) رسيد؛ تقريبا همه بچه هايي که در دهه شصت و اوايل دهه هفتاد تماشاگر برنامه کودک بوده اند، «پسر شجاع» را به ياد مي آورند. اين مجموعه، ماجراهاي يک سگ آبي جوان و شجاع به نام چاک (پسر شجاع) را بازگو مي کرد که لباس سرهمي آبي مي پوشيد. وقتي چاک و دوستان کوچکش به دردسر مي افتادند، او معمولا به سراغ پدرش مي آمد تا کمک بگيرد. تمام شخصيتهاي اصلي اين مجموعه در فارسي با نامهاي کلي خوانده مي شدند، از جمله: پسر شجاع، خانم کوچولو، خرس مهربون، شيپورچي، خرس قهوه اي و ... پدر پسر شجاع!


رامکال
نام اصلي: راسکال، محصول نيپون (ژاپن)- 1977، 52 قسمت 26 دقيقه اي

اين بار  حيوانات و انسانها کنار هم در يکي از محصولات نيپون نقش آفريني مي کنند، گرچه اين همزيستي پايدار نيست؛ استرلينگ نورث، پسر خوش قلبي است که حيوانات را خيلي دوست دارد. او يک روز يک بچه راکون را در جنگل پيدا مي کند. استرلينگ راکون را راسکال (رامکال) مي نامد و به خانه مي برد. از اين به بعد، رامکال همراه هميشگي استرلينگ مي شود. همه چيز به خوبي پيش مي رود تا آنکه يک روز ذرت شيرين زير زبان رامکال مزه مي کند و او شبانه به مزرعه ذرت همسايه يورش مي برد. استرلينگ درک مي کند که همزيستي انسان با حيوانات وحشي واقعا دشوار است. داستان زماني که باد و بوران سنگين، گله دامهاي پدر استرلينگ را به کلي تلف مي کند، تلختر مي شود. استرلينگ بايد به دبيرستاني در ميلواکي برود. رامکال حالا بزرگ شده است و استرلينگ تصميم مي گيرد او را به محيط طبيعي اش در ميان درختان جنگل باز گرداند. او رامکال را به کنار درياچه مي برد و رها مي کند تا به ميان درختان برود. خود او هم روز بعد شهرش را با قطار ترک مي کند و به سوي ميلواکي مي رود.


دختري به نام نل
نام اصلي: سرگرداني هاي دختري به نام نل، بر اساس رمان The Old Curiosity Shop

يک نسخه ژاپني ديگر از رمانهاي غربي که باز هم مضمون جستجوي مادر را دارد. اين بار نل ترنت در بريتانياي عهد ديکنز به همراه پدربزرگش به دنبال مادرش مي رود. اما همراهي اين پدربزرگ که در داستان ديکنز از ناچاري و فشار مالي به قمار رو آورده است، نمي تواند کمکي به جستجوي نل بکند. برادر نل که بيشتر با موهاي بلندي به ياد آورده مي شود که صورتش را مي پوشاند، هم از شخصيتهاي مجموعه کارتوني بود. سازندگان مجموعه قصد داشته اند با آفريدن موقعيتهايي، علاوه بر ماجراجويي و درام، عنصر کمدي را هم به داستان بيفزايند اما وحشت و بدبختي نل و تصوير سياه بريتانياي قرن نوزدهم (که از آثار ديکنز برگرفته شده) فضاي کارتون را تيره تر مي کند. شايد به دليل همين تيرگي، يکي از اعضاي مجله زيگ زاگ در پاسخ به نظرخواهي محبوبترين کارتونها، نه تنها «دختري به نام نل» را در فهرست کارتونهاي محبوب خود نياورد بلکه آن را در شمار مجموعه هايي که از آن نفرت داشت ذکر کرد. با اين حال، نل و پدربزرگ و جعبه موسيقي شان به اندازه کافي راي آوردند تا در ليست محبوبترينها جاي بگيرند!!

و ديگران
وقتي خاطرات کودکي را مرور مي کنيم، نامهاي بسياري هستند که در ياد و حافظه ما جاي باز کرده اند و هنوز به فهرست محبوبترين هايمان راه مي يابند. براي اعضاي مجله زيگ زاگ، اين نامها به يادماندني تر بوده اند:

آنت، قصه هاي کوهستان آلپ (نيپون - ژاپن، 1983)، واتو واتو، پرنده اعجاب انگيز (فرانسه، 1979- 1980)، فوتباليست ها (نام اصلي: کاپيتان سوباسا - توئي - ژاپن، 1983 تا 1986)، ماجراهاي گاليور (هانا و باربرا - آمريکا، 1968)، سرنديپيتي، جزيره ناشناخته (نام اصلي: ماجراهاي سرنديپيتي: دوستان روي جزيره پيور - فوجي - ژاپن، 1983)، پت پستچي (بي بي سي - بريتانيا، 1981)، پروفسور بالتازار (يوگوسلاوي، 1967 - 1971)، چوبين (نام اصلي: چوبين، کودک ستاره - تاتسونکو - ژاپن، 1974)، يوگي و دوستان (نام اصلي: دارودسته يوگي - هانا و باربرا، 1973)، باخانمان (نام اصلي: داستان پرين، نيپون - ژاپن، 1978)، سندباد بحري (نيپون - ژاپن، 1975)، بل و سباستين (ژاپن، 1981)، ماجراهاي پينوکيو (نيپون، 1976)، مزرعه سبزيجات (نام اصلي: گياهان - بي بي سي - بريتانيا، 1968)، رابين هود (والت ديزني - آمريکا، 1973)، بچه هاي مدرسه والت (نام اصلي: Cuore، نيپون، 1981)، گوريل انگوري (هانا و باربرا - آمريکا، 1975)، پاپاي (پارامونت کارتون - آمريکا، 1960 - 1962)، لوک خوش شانس (هانا و باربرا و موريس - آمريکا و بلژيک، 1983 تا 1991)، سايمون در سرزمين نقاشي هاي گچي (فيلم فير - بريتانيا - 1976)، دهکده حيوانات (نام اصلي: ميشا - محصول نيپون، 1979) و ...

همچنين توليدات ايراني: شهر موشها، مدرسه موشها، هادي و هدا، خونه مادربزرگه و علي کوچولو.


برگرفته از مجله اينترنتي زيگ‌زاگ
منبع گروه روزنه


 

نوشته شده توسط حمید رضا برگی زاده در یکشنبه 10 دی1385 ساعت 13:49 موضوع | لینک ثابت


سلام

سلام دوستان

 

 پيشاپيش عيد سعيد قربان را به همه ي شما تبريك ميگم.

 

 

 

 

 خوب با امتحانا چطورين؟....  خوب مختون داغ مي كنه؟

                       خوب اشكالي نداره دو سه هفته ديگه تموم ميشه و راحت ميشيم.

 

 

 فقط امیدوارم شما مثل این نباشین

 

 


 

نوشته شده توسط حمید رضا برگی زاده در جمعه 8 دی1385 ساعت 16:22 موضوع | لینک ثابت


سلام

 

سلام فقط اول دبيرستانيا بيان

 

ميدونيد چرا اين وبلاگ رو درست كردم براي اينكه تموم اوليا بيان و نظر بدن بلاخره بايد به ما هم توجهي بشه

                                               مگه نه؟

 

دو هفته پيش انتخابات بود به تمام راي اوليا هم كه راي دادن تبريك ميگم.

 

                                                                                                              يه خبر تازه براي همه ورزش دوستا و تنبلا

 

سه روز پيش تو اخبار ورزشي شنيدم كه زنگ ورزش از دو ساعت تبديل به سه ساعت شده

           

                                     اينم يه سوپرايز برا تنبلا

 

خوب بحثاي اين وبلاگ بيشتر مربوط به كتابامونه و اشكالاييه كه توش هست.   بعضي وقتا  هم درباره ي مراسمات.  حالا بيشتر دربارش توضيح خواهم داد.....

 

 خوب ميدونين كه كم كم چند روز ديگه داره امتحان ها شروع ميشه . بعضيامون كه الان دارن ميخونن

 

بعضيامون هم كه ميگن ولش حالا كو تا امتحانا .......   بعضيامون هم كه تا كلمه ي امتحان رو ميشنون اونقدر بهم ميريزن كه ديگه نميدونن بايد چيكار كنن

    

                                                                                                                ا ميدوارم شما جزئ دسته ي اول باشين               

 

 


 

نوشته شده توسط حمید رضا برگی زاده در سه شنبه 5 دی1385 ساعت 14:43 موضوع | لینک ثابت


سلام

سلام رفقا

منم وبلاگ نویس شدم

 


 

نوشته شده توسط حمید رضا برگی زاده در یکشنبه 3 دی1385 ساعت 14:18 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting